دیانا بامریند(Diana Baumrind) متولد 1927یک روانشناس رشد و بالینی می باشد. دیانا در یک روستای کوچک در نیویورک به دنیا آمد. او به خاطر تحقیق معروفش درباره الگوهای فرزندپروری و همچنین مقاله انتقادی اش به نام فریب در تحقیق روانشناختی به ویژه تحقیق میلگرام مشهور است.
الگوهای فرزند پروری بامریند شامل دو بعد می باشد. یک بعد به میزان پذیرش و پاسخگویی والدین مربوط می شود و بعد دیگر به میزان سخت گیری والدین مرتبط است. بهترین شیوه فرزندپروری در نظر او شیوه "پاسخگوی سختگیر" است که احساس مسئولیت و ارزشمندی را به همراه هم در فرزند می پروراند. او همچنین یک تحقیقی در زمینه تنبیه بدنی دارد که اعلام می دارد تنبیه بدنی خفیف اثر مخربی ندارد.
سبک های فرزند پروری و تعامل والدین با کودکان و نوجوانان تاثیر شگرفی بر شکل گیری شخصیت و سلامت روانی دارد ، تجزیه تحلیل داده ها نشان میدهد که سبک های فرزند پروری رابطه مثبت معنی دار با شیوه هایفرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه ورابطه منفی معنی دار با شیوه فرزند پروری مقتدرانه دارد . شیوه های فرزند پروری بامریند و سبک تربیتی اسلامی توانایی پیش بینی حدودی از گرایش روی آوردن نوجوانان و جوانان به اعتیاد را دارند .والدین با شیوه فرزند پروری مقتدرانه و سبک اسلامی ، دارای فرزندانی هستند که جهت گیری آنان بسمت اعتیاد بسیار کمتر از کسانیست که شیوه های فرزند پروری آنان غیر اسلامی و یا سبک سهل گیرانه و یا مستبدانه است.
هدف این مقاله مقایسه سبکهای فرزند پروری در نظریه روانشناسی بامریند و سبک فرزند پروری مسوولانه در اسلام (قرآن و احادیث) است. برای مقایسه ابتدا سبکهای فرزند پروری طبق نظریه بامریند در روانشناسی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با توجه به سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) روش تربیت فرزند از دیدگاه اسلام بیان شده است.
نتیجه مقایسه نشان می دهد که از میان روشهای تربیتی نظریه بامریند، سبک فرزند پروری مقتدرانه نزدیکترین روش به روش تربیتی مسوولانه در اسلام، و سبکهای فرزند پروری آسان گیرانه و غفلت از کودک به عنوان سبکهای ناسالم از نظر اسلام مطرح شده است و سبک فرزند پروری مسوولانه مبتنی بر آیات و روایات بهترین روش فرزند پروری است.
شاخص، کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن و وسیلهای برای اندازهگیری و مقایسه پدیدههای دارای ماهیت و خاصیت مشخص است. لذا برمبنای آن می توان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی کرد. محاسبه شاخصها با فرمولهای ریاضی و آماری امکانپذیر است.
شاخصهای متداول علمسنجی از محاسبه و شمارش چهار متغیر اصلی مؤلف، انتشار، ارجاع و استناد گرفته شده است. رایجترین و معتبرترین شاخص علمسنجی، شاخص استناد است که مهمترین شاخصهای علمسنجی برمبنای آن شکل گرفتهاند و برای بهبود و یا تعدیل شاخص استناد ایجاد شدهاند. این شاخصها مبنای ارزیابی پژوهشگران، نشریهها و مقالهها است.
براساس تعریف های بسیاری که از علم سنجی (Scientometrics) مطرح شده است علم سنجی را می توان تجزیه و تحلیل کمی و تا حد امکان کیفی فرایند تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات علمی و عوامل مؤثر بر آن و توصیف، تبیین و پیش بینی این فرآیند به منظور برنامه ریزی، سیاست گذاری، اعتلا و آگاهی و آینده نگری علمی و پژوهشی در ابعاد فردی، گروهی، سازمانی و بین المللی دانست. وجود واژۀ “سنجشی” در پایان حوزه های سنجشی نظیر علم سنجی از آن حاکی است که سنجش، بخشی از کارهای این حوزه را تشکیل می دهد پرایس از جمله بزرگان این حوزه معتقد است که سنجش تنها بخش محدودی از فعالیت های علم سنجی را تشکیل می دهد در واقع این حوزه رسیدن به ارزیابی را دنبال می کند.
با توجه به سرچشمه اصلی ظهور علم سنجی و همچنین براساس دامنه مفهومی که صاحب نظران و پیشگامان علم سنجی بر آن صحّه گذارده اند، علم سنجی بیش از هر چیزی برای ارائه خدمت به سیاست علم تولد یافته است و همین نکته، اصلی ترین فلسفه وجودی آن را تشکیل می دهد و دامنه آن را از سایر حوزه های مرتبط، وابسته و سنجشی جدا می کند. علم سنجی یکی از متداول ترین روش های ارزیابی فعالیت های علمی و مدیریت پژوهش است. بررسی کمّی تولیدات علمی، سیاست گذاری علمی، ارتباطات علمی دانش پژوهان و ترسیم نقشه علم، برخی از موضوعات این حوزه اند. در علم سنجی، ارتباطات علمی و شیوه های تولید، اشاعه و بهره گیری از اطلاعات علمی به روش غیرمستقیم و با بررسی منابع و مآخذ آنها ارزیابی می شود. نمایه های استنادی معتبر بین المللی همچون پایگاه های استنادی مؤسسه کلریویت آنالیتیکز(Clarivate Analytics) شامل وب آو ساینس(Web of Science)، جی سی آر(Journal Citation Report (JCR))، این سایت(InCites)، ای اس آی(Essential Science Indicators(ESI)) که افراد، مؤسسه ها، مجله ها، مقاله ها، کشورها را از لحاظ علمی مقایسه می کنند. همچنین پایگاه های استنادی مؤسسه الزیویر شامل اسکوپوس(Scopus)، سای ول(SciVal) و همچنین گوگل اسکالر(Google Scholar) از ابزارهای علم سنجی محسوب می شوند.
ترابری یا حمل و نقل به جابجایی یا انتقال انسان، حیوان یا کالا، از جایی به جای دیگر گفته میشود.
واژهٔ ترابری از پیشوند پارسی ترا- به معنی فراسو و آنسو، و واژهٔ بری از فعل بردن ساخته شدهاست. پیشوند ترا- از پیشوندهای کهن زبان پارسی است که در پارسی باستان نیز همینگونه کاربرد را داشتهاست و هممعنی و همریشه با Trans در انگلیسی است. ترابری از دید واژگانی به معنی بردن به آنسوی دیگر است.*
در جریان گسترش شهرنشینی و توسعه شهری بخش حمل و نقل بطور همزمان دارای دو نقش کلیدی و مهم تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بر روند توسعه بوده است.شکل گیری فرم شهرهای جدید بطور عمده تحت تاثیر طرق حمل و نقل جاده ای و ریلی بوده و در سوی دیگر بافت و قالب شهرها با بکارگیری سامانه های حمل و نقل شهری و میزان توفیق آنها در انجام وظایف خود گره خورده است.در سالیان اخیر افزایش و پیچیده تر شدن چالش هایی نظیر مصرف بالای انرژی افزایش آلودگی های هوا و صوتی ضعف در برنامه ریزی اتلاف وقت و کاهش ایمنی در حمل و نقل شهری سبب گردیده است که مفهوم حمل و نقل پایدار تبدیل به چشم انداز این بخش در اکثر کشورهای دنیا گردد.به ایم نظور این مقاله مفهوم پایداری از سه دیدگاه اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی را بررسی و ضمن تعریف مفاهیم اولیه شاخص هایی را جهت ارزیابی آن معرفی می کند در ادامه به بررسی مهمترین سیاست در جهت دستیابی به این هدف یعنی تسعه حمل و نقل همگانی و برخی از مهمترین راهکارهای قابل ارائه در این زمینه پرداخته شده است.
مطلوب خواهی انسان ها و همچنین درک نیاز های آیندگان، بشر را واداشت تا به مسائل نگاهی نو بیاندازدو مفهومی با نام پایداری به واژگان علوم مختلف وارد شد؛ پایداری در دیدگاه جامع از سه جزء اساسی تشکیل شده است: اقصاد، جامعه و محیط. به طور کلی حمل و نقل پایدار دارای 3 رویکرد می باشد: اقداماتی در جهت کاهش و حذف سفر های درون شهری، حرکت به سمت شیوه های حمل ونقل غیرموتوری مانند پیاده روی و دوچرخه سواری به جای استفاده از سیستم حمل و نقل موتوری و منجر به روی آوردن به سیستم حمل و نقلی نوین در بخشانرژی گردد. دلایل زیادی بر ناپایداری سیستم حمل و نقل وجود دارد همانند: محدودیت های ذخایر نفتی،ترافیک وشلوغی بیشاز حد شهر ها،افزایشآلودگی، حوادث و جراحت های بسیار حاصل از وسائط نقلیه و... لذا ما در این مقاله با بررسی جدیدترین سیاست ها و راهکار های علمی و عملی برای رسیدن به حمل و نقلیپایدار از منابع مختلف به دست چین کردن مناسبترین آن ها اهتمام ورزییده ایم که برنامه ریزان شهری و سیاست گذران حمل و نقل می بایست از هرکدام این ها در شرایط مناسب ومقتضی استفاده نمایند برخیاز این سیاست ها عبارتند از: تغییر ساختار شهری و کاربری اراضی، تغییر فرهنگ استفاده از وسایط نقلیهشخصی، مدیریت تقاضای سفر، ارتقاء کیفیت زیست محیطی، کاهش نیاز به سفر وتقلیل کاهش تأثیرات سوء حمل و نقل. از آنجا که این مقاله به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هر چه بیشتر به حمل و نقل پایدار است در انتها با معرفی استراتژی ASI که از نظر محققین مناسب ترین استراتژی برای کشور عزیزمان ایران است پرداخته است
عدالت را در فلسفه «هر چیز در جای خود» معنی کردهاند.
عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی «داد» معادل عدل، و «دادمندی» یا «دادگری» معادل عدالت است. «دادگر» نیز معادل عادل میباشد. «دادگستر» نیز به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژههای دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادستان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره میباشند. واژهٔ «داد» برگرفته از «داتا» ی ایرانی باستان به معنای «قانون» است.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل مفهوم، مبانی، اهداف و اصول عدالت تربیتی ازمنظر شهید مطهری با استفاده از دو روش تحلیل مفهومی (مفهوم پردازی) و روش استنتاجی است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که در صورتبندی مفهوم عدالت تربیتی ازمنظر شهید مطهری میتوان به فرصتهای آموزشی برابر، رعایت حقوق و استحقاق افراد باتوجهبه تلاش و استعدادهای متربیان، جبران کمبودهای متربیان نیازمند توجه خاص، تلازم استعداد و وظایف متربیان اشاره نمود. مهمترین مبانی عدالت تربیتی عبارت است از: 1. برخورداری انسان از تعلیموتربیت، مصداق برخورداری از فیض عام خداوند است؛ ۲. برخورداری انسان از تعلیموتربیت یکی از جلوههای توازن در هستی بهمنزله اصل حاکم بر جهان آفرینش است؛ ۳. برخورداری انسان از تعلیموتربیت، جنبهای از تحقق عدالت فردی است؛ ۴. برخورداری انسان از تعلیموتربیت زمینهساز تحقق عدالت اجتماعی است؛ ۵. تعلیموتربیت مهمترین عامل زمینهساز رشد فطریات انسانی است؛ ۶. تعلیموتربیت مهمترین عامل زمینهساز رشد کرامت انسانی است؛ ۷. تعلیموتربیت ابزار اصلی رشد تعقل و اراده بهعنوان ویژگیهای ایجادکننده کرامت انسانی است؛ ۸. تعلیموتربیت ابزار رشد ارزشهای اخلاقی است؛ ۹. تعلیموتربیت، زمینهساز سعادت انسانی است، همچنین اصل آموزش همگانی، اصل فردیت در آموزش، اصل پرورش فطریات، اصل پرورش کرامت و اصل سعادت از مهمترین اصول برآمده از آرای شهید مطهری است.
جنبش اجتماعی در اصطلاح دانش جامعهشناسی، هرگونه کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزهٔ نهادهای رسمی است. اندازهٔ جنبش اجتماعی بستگی به تعداد اعضای آن جنبش دارد؛ جنبشهای اجتماعی کوچک، جنبشهایی هستند که اعضای آنها کمتر از صد نفر است. جنبشهای اجتماعی بزرگ، جنبشهایی هستند که هزاران یا میلیونها نفر را در برمیگیرند. بعضی از جنبشها در چهارچوب قوانین جوامعی فعالیت میکنند که در آن حضور دارند؛ در حالی که جنبشهای دیگر به صورت گروههای غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت میکنند. عمل جنبشهای اجتماعی بر قوانین تأثیرگذار است. همچنین ممکن است خط فاصل میان جنبشهای اجتماعی و سازمانهای رسمی وجود نداشته باشد؛ یا جنبشهای استقرار یافته به صورت سازمانهای رسمی درآیند.
جنبش های اجتماعی در زمره پدیده های اجتماعی تاثیرگذار دوران مدرن قرار می گیرند. جامعه شناسان جنبش های اجتماعی را از عوامل مهم دگرگونی و تغییرات اجتماعی تلقی می کنند، هر چند در زمینه میزان تاثیرگذاری آنها اجماع نظر ندارند. جامعه شناسان کنشگرا اعتبار بیشتری برای این پدیده قائل هستند. جنبش های اجتماعی را می توان بر اساس محوریت افکار و ایدئولوژی ها، مکانیسم تاثیرگذاری، تعداد اعضاء، تکیه گاه طبقاتی و دوره های تاریخی طبقه بندی نمود. در این نوشتار جنبش های اجتماعی بر اساس اهداف، محوریت ایدئولوژی ها و مکانیسم تاثیرگذاری در دو طیف عمده کلان نگر و خردنگر قرار گرفته اند. جنبش های اجتماعی از لحاظ ساخت، اهداف، کنشگران و مکانیسم عمل جمعی متفاوت از سازمان های نهادی و بروکراتیک هستند. هر چند بعضاً جنبش های اجتماعی و زمینه های شکل گیری آنها را با تئوری های انقلاب تبیین کرده اند و دیدگاه های نظری جنبش ها با انقلاب ها با هم تداخل دارند، با این حال از مارکس و دورکهایم تا نسل جدید جامعه شناسانی نظیر تورن، اسملسر در تبیین این پدیده جمعی مدرن نظریه پردازی کرده اند. مارکس از زاویه طبقاتی، دورکهایم از زاویه پدیده های جمعی دوران گذار، تورن و اسملسر از دیدگاه اکسیونالیستی و ساختی به تبیین جنبش ها پرداخته اند. جنبش های اجتماعی در سیر تکامل خود ممکن است به احزاب سیاسی تبدیل شوند. حالت عکس و قهقرایی جنبش ها نیز به واسطه تغییر شرایط و دستیابی به اهداف، ریزش اعضاء و فشارهای ساختاری ممکن است روی دهد.