آیا شما از زندگی خود رضایت دارید؟ رسیدن به رضایت از زندگی شما را تبدیل به یک انسان شاد و خوشبخت خواهد کرد و البته جالب است که این رابطه به صورت برعکس نیز صدق میکند.
به گزارش سپیده دانایی؛ مفهوم رضایت از زندگی، هرچند که با مفاهیم دیگری مانند خوشبینی و شادکامی نزدیک است، اما تعریف خاص خود را دارد. رضایت از زندگی به معنی احساس فرد در مورد عملکرد و شرایط زندگیاش و یا به عبارت دیگر ارزیابی سلامت و بهزیستیاش است.
درک و آگاهی افراد از موقعیت خود در زندگی در متن فرهنگ و نظام ارزشهای محل زندگیشان و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و مسائل مربوط به خود فرد میباشد و با عوامل زیر مرتبط است:
سلامت جسمانی
وضعیت روانی
میزان استقلال
روابط اجتماعی
باورها و ارزشها
این درک و آگاهی به دو صورت عینی و ذهنی بروز میکند. جنبه عینی کیفیت زندگی همان شیوة رفتارهای قابل مشاهده فرد در جنبههای مختلف زندگی است، از اینرو مردم با مشاهده نحوة زندگی یک فرد میتوانند در مورد کیفیت زندگی او قضاوت کنند. ولی جنبه مهمتر کیفیت زندگی تصور ذهنی آن است. به این معنی که امکان دارد دیگران با مشاهدة رفتار فرد، کیفیت زندگی او را مثبت ارزیابی کنند، اما خود فرد چندان تصور مثبتی از آن نداشته باشد. این جنبه ذهنی از کیفیت زندگی را، "رضایت از زندگی” مینامند که دربردارندة جنبههای گوناگونی از زندگی میشود و دارای ثبات نسبی است. به عبارت دیگر یک فرد زمانی از زندگیاش راضی است که احساس درونی مثبت و نسبتاً پایایی به جنبههای مختلف زندگی خود داشته باشد.
۱۰ نکتهای که رضایت از زندگی شما را افزایش میدهد:
۱. تغییرات کوچک ایجاد کنید
۲. افکار منفی را از خودتان دور کنید
۳. ورزش کنید
۴. نیمهی پُر لیوان را ببینید
۵. قدر عزیزانتان را بدانید
۶. علائقتان را دنبال کنید
۷. با افراد باانگیزه کار کنید
۸. از بازخوردهای دیگران بهره ببرید
۹. به خودتان استراحت دهید
۱۰. به دیگران کمک کنید
تحلیل محتوا یک شیوه پژوهشی است که برای تشریح عینی، منظم و کمی محتوای آشکار پیام های ارتباطی به کار می رود. این شیوه ابتدا در علوم ارتباطات به کار گرفته شد و در حال حاضر در تحلیل رسانه ها استفاده زیادی دارد. در سال های اخیر این شیوه پژوهش در سایر علوم، از جمله پرستاری نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
روش بررسی: با توجه به اهمیت این روش در پرستاری و کمبود منابع فارسی، این مطالعه مروری به منظور روشن
سازیو تببین ابعاد، تعاریف، طبقه بندی ها، اصول و مبانی مفهومی این روش، با استفاده از کتاب ها و مقالات داخلی و خارجی انجام شده است.
تحلیل محتوا به اعتقاد بیشتر صاحبنظران روش پژوهشی است که برای بیان مفاهیم یا واژه های معینی در یک متن و یا مجموعه ای از متون استفاده می شود. برخی نیز آن را یک روش تجزیه و تحلیل داده ها می دانند. متن می تواند شامل کتاب، فصل یا فصل هایی از یک کتاب، نوشته ها، مصاحبه، گفتگو، عناوین و مقالات مطبوعات و اسناد تاریخی باشد. پژوهشگر با استفاده از تحلیل محتوا وجود مفهوم و ارتباط بین واژه ها و یا مفاهیم را تحلیل کرده و درباره پیام های موجود در متن، نویسنده آن، مخاطب و حتی فرهنگ و دوره زمانی اثر نتیجه گیری می نماید.
نتیجه گیری: تحلیل محتوا هم در تحقیقات کمی و هم در تحقیقات کیفی قابل استفاده می باشد.
تحلیل محتوا از روشهای اسنادی است که به بررسی نظام مند، عینی، کمّی و تعمیم پذیر پیامهای ارتباطی میپردازد. این روش در دستهبندی روشها، پهنانگر محسوب میشود و از آن برای بررسی محتوای آشکار پیامهای موجود در یک متن میپردازد و در نتیجه وارد تاویل و نشانه شناسی محتوای پیام نمیشود. تحلیل محتوا روشی مناسب برای پاسخ دادن به سؤالهایی دربارهٔ محتوای یک پیام است. هر چند در رویکردهای اولیه، ادعا میشد که تحلیل محتوا میتواند علاوه بر محتوای پیام، به ویژگیهای مؤلف و تأثیر بر مخاطب بپردازد، اما امروزه دو کارکرد اخیر را تنها در روشهای تلفیقی میدانی و اسنادی امکانپذیر میدانند.
از تحلیل محتوا در طیفی از رشتههای علوم کتابداری و اطلاع رسانی (علم اطلاعات و دانش شناسی )، مدیریت اطلاعات ، علم سنجی ، علوم ارتباطات، جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی و مطالعات رسانه استفاده میشود. این روش بر روی روزنامهها، کتب درسی، فیلمهای سینمایی، برنامههای تلویزیونی، سخنرانیها، پاسخهای باز به سوالات و مصاحبهها و سایر حوزههای پیامهای ارتباطی به کار گرفته یم شود.
معمولاً زمانی که از تحلیل محتوا به عنوان یک روش نام برده میشود، تحلیل محتوای کمی مورد نظر است. با این حال، امروزه از تحیل محتوای کیفی نیز در روشهای پژوهش اسنادی نام برده میشود که به گونهای همان تحلیل محتوای مضمونی یا تماتیک است. در تحلیل محتوای کیفی، تلاش بر این است تا با کدگذاری باز، محوری و زمینهای، مقولات محتوایی موجود در پیامهای ارتباطی شناسایی و استخراج شود.
منبع:مقاله تحلیل محتوا
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثر بخشی آموزش مهارت های پیشگیری مبتنی بر باورهای دینی بر انعطاف پذیری کنشی، سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان در معرض خطر سوءمصرف مواد مخدردوره دوم متوسطه شهر اهواز انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانش آموزان در معرض خطر سوءمصرف مواد مخدر دوره دوم متوسطه شهر اهواز بود که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 80 نفر دانش آموز بود که به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (40 نفر) و کنترل (40 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش به میزان 17 جلسه آموزش مهارت های پیشگیری مبتنی بر باورهای دینی را دریافت کردند. به منظور جمع آوری دادهها از مقیاس انعطاف پذیری کنشی کانر- دیویدسون و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد در متغیرهای انعطاف پذیری کنشی، سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت وجود دارد.
نتیجه گیری: آموزش مهارتهای پیشگیری مبتنی بر باورهای دینی میتواند به عنوان یک شیوه مداخله پیشگیرانه مناسب به کار گرفته شود.
فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم دربرگیرندهی دانش، فرآیندها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت و یا کنترل میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش باورهای فراشناختی با نگرانی آسیب شناختی در دانشآموزان مبتلا به اضطراب امتحان انجام شد. تعداد 670 دانشآموز (315 دختر و 355 پسر) از دانشآموزان دبیرستانی شهر تبریز به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامهی اضطراب امتحان پاسخ دادند. سپس تعداد 183 دانشآموز که طبق معیار نقطه برش پرسشنامه مبتلا به اضطراب امتحان بودند، علاوه بر اطلاعات دموگرافیک به پرسشنامههای باورهای فراشناختی ولز و کارترایت، نگرانی پنسلوانیا و اضطراب امتحان اسپیل برگر پاسخ دادند. تحلیل دادهها با روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره انجام شد. بین نمرات افراد در مؤلفههای باورهای فراشناختی با نگرانی آسیب شناختی و اضطراب امتحان همبستگی مثبت معناداری وجود داشت، به عبارتی، با افزایش نمره ی فرد در مقیاس باورهای فراشناختی، نگرانی آسیب شناختی و اضطراب امتحان فرد نیز بیشتر میشود. هم چنین، رابطهی نمره کلی با نمرات افراد در ابعاد کنترل ناپذیری و خطر، باورهای مثبت درباره نگرانی، اطمینان شناختی و نیاز به کنترل افکار و وقوف شناختی معنی داری بود (P<0.01). باورهای فراشناختی از عوامل مؤثر در سلامت روانی دانشآموزان است و میتوان با تغییر فراشناختهایی که شیوه ناسازگارانهی تفکرات منفی را زیاد میکنند و یا باعث افزایش باورهای منفی عمومی میگردند به بهبود وضعیت سلامت روانی دانشآموزان کمک کرد.
باورهای فراشناختی از عوامل موثر در وضعیت سلامت روانی هستند و می توان با تغییر فراشناخت هایی که شیوه های ناسازگارانه فکرات منفی را زیاد می کنند و یا باعث افزایش باورهای منفی عمومی می گردند به بهبود وضعیت سلامت روانی دانشجویان کمک کرد.
اریک برن (به انگلیسی: Eric Berne) (۱۰ می۱۹۱۰ - ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۰) روانپزشک آمریکایی کانادایی است. او به عنوان مبدع تحلیل رفتار متقابل یا TA شهرت دارد.
اریک در ۱۰ می ۱۹۱۰ در مونترال کانادا متولد شد.اسم کاملش اریک لنارد برنشتاین بود.او و خواهرش گریس که ۵ سال از او کوچکتر بود فرزندان یک زوج پزشک - نویسنده به نامهای دیوید و سارا گوردون برنشتاین بودند. پدر در سال ۱۹۲۱ از دنیا رفت و فرزندان با مادرشان بزرگ شدند. اریک به دانشگاه مک گیل رفت و در سال ۱۹۳۱ فارغ التحصیل شد. زمانی که در مک گیل مشغول به تحصیل بود مطالبی را با نام مستعار برای چند روزنامه دانشجویی مینوشت. او روانپزشکی را در دانشگاه ییل و تحت نظر پل فدرن شروع و در سال ۱۹۳۸ به اتمام رسانید. او در سال ۱۹۳۹ به شهروندی آمریکا در آمد.
در سال ۱۹۴۳ نامش را به اریک برن تغییر داد.او هم چنان به نوشتن مقاله با نام مستعار ادامه میداد. تحصیلاتش به واسطه شروع جنگ جهانی دوم قطع شد. دوره سربازی را در قسمت پزشکی ارتش بود که در سا ل ۱۹۴۵ به اتمام رسید.
اریک برن ۳ بار ازدواج کرد.اولین همسرش الینور مک رائه بود. آنها در سال ۱۹۴۲ ازدواج کردند، صاحب ۲ فرزند شدند و در سال ۱۹۴۵ جدا شدند. در سال ۱۹۴۹ اریک با دوروتی دی مس وی که او نیز از ازدواج قبلی اش صاحب ۲ فرزند بود، ازدواج کرد که این ازدواج در سال ۱۹۶۴ به جدایی منجر شد. پس از رسیدن به شهرت، اریک برای سومین بار و این بار با زنی به نام توره پترسون ازدواج کرد که این ازدواج نیز دیری نپایید و این دو در سال ۱۹۷۰ از یکدیگر طلاق گرفتند. اریک برن در ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۰ بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.
اریک برن، روانشناس برجستۀ تحلیل رفتار متقابل، شخصیت را به سه جنبۀ ساختاری اساسی «والد»، «بالغ»، «کودک» تقسیم میکند و اعتقاد دارد نقشآفرینی هر یک از آنها در جای خود، با رعایت تعادل و تعامل، نشان سلامت روان آدمی است و انسان متعالی سالم، با کمک قوۀ استدلال و استنتاج (بالغ)، میان دو نیروی غریزه (کودک) و تعلیم و تربیت (والد)، تناسب ایجاد میکند. برهمخوردن موازنۀ سرنخهای کودک و والد، نشانۀ نبودِ تعادل در روان و رفتار آدمی است؛ اگر بالغ میان کودک و والد تعادل ایجاد کند، تصویری از انسان کامل ترسیم میشود اما اگر والد متکبر بیذوق و عیبجو بر کودک مستولی شود، آدمی از نقابهای اجتماعی استفاده میکند و خودشیفتهوار و نالایق در پی جلب محبت دیگران میدود و به دنبال سود و زیان دنیوی و اخروی است. مثنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی، عارف و داستانسرای قرن هفتم هجری، حاوی سرگذشت گروههای بشری، با هر طیف اعتقادی و رفتاری است و ویژگیهای روانی ـ رفتاری در آن موشکافانه منعکس شدهاست و پژوهشگر میتواند با تحلیل محتوای داستانها، شخصیت قهرمانان را روانکاوی کند. پژوهش حاضر، جنبۀ والد و بالغ را در شخصیتهای داستانی مثنوی تحلیل کرده و سرنخهای این دو جنبه را در گفتار و رفتار و توصیف مولانا از اشخاص داستان، برجسته ساختهاست.
تحلیل رفتار متقابل نظریه ای برای شناخت رفتار، احساس و ذهنیت افراد در روابط شخصیت هاست که در آن تصویری از ساختار روانی انسان ها ارائه می گردد و از الگوی سه گانه ی حالات نفسانی، یعنی بالغ، والد، کودک در تجزیه و تحلیل رفتارهای آدمی استفاده می شود. علم روان شناختی در پیشبرد این روش مدیون اریک برن می باشد که در توسعه ی مفهوم تحلیل رفتار متقابل، سیستمی یکپارچه از روان پزشکی ارائه داده است. منظومه ی خسرو و شیرین نظامی گنجه ای، جدا از این که یک اثر بلند پایه ی ادبی است و مشحون از مسائل اجتماعی، اخلاقی، عاشقانه و حاوی عناصر روان شناختی می باشد که در مقاله حاضر، تحلیل رفتار شخصیت خسرو بر اساس نظریات روان شناس مطرح دکتر اریک برن مورد بررسی قرار گرفته است. در این بررسی معلوم می شود که خسرو در موقعیت های مختلف چگونه عمل می کند و به چه روشی خود را در قالب رفتارهایش آشکار می نماید. نتایج بررسی مولفه های تحلیل رفتار متقابل در منظومه خسرو و شیرین نشان می دهد که شخصیت خسرو در حالت نفسانی والد قرار دارد. و روابط متقابل میان شخصیت خسرو و فرهاد به تعامل از نوع متقاطع می انجامد.