همه ما بخشی عمده از زندگی خود را در ارتباط با دیگران سپری می کنیم یا در فکر آن به سرمی بریم. تحقیقات، نشان داده است که 75درصد اوقات روزانه ما صرف ارتباط با دیگران می شود و شاید بتوان گفت 75 درصد موفقیتهای ما نیز به روابط ما با دیگران وابسته است. از همین رو، در دهه های اخیر، توجه زیادی به مبحث «مهارت در روابط (تعامل) اجتماعی» شده است. این نکته که برخی انسانها تعاملگران ماهرتری هستند، باعث شده تا پژوهشهای دقیق و منظّمی درباره ماهیت و کارکردهای «تعامل اجتماعی» و عوامل تأثیرگذار بر آن، انجام شود. تحقیقات، نشان می دهد که عوامل بسیاری در «تعامل اجتماعی ماهرانه» و «تأثیرگذاری» و «ایجاد محبوبیتْ» نقش دارند ؛ اما نقش عواطف و احساسات در این میانْ بسیار مهم و چشمگیر است.
باید در نظر داشت که فرهنگهای مختلف، در مورد شیوه های ابراز احساسات و اینکه نسبت به چه کسانی و تا چه اندازه باید احساسات خود را بیان کرد، تفاوتهای بارزی دارند. پُل اکمن (به نقل از: دانیل گلمن، ترجمه پارسا، 1380، ص 159) اصطلاح «قواعد بیانگری» را برای بیان همرأیی اجتماعی درباره اینکه کدام احساسات را در چه زمانی می توان به طور صحیح نشان داد، به کار می برد. از نظر اِکمن قواعد بیانگری در اصل، سه نوع هستند:
1 - به حدّاقل رساندن ابراز احساسات: این یک هنجار ژاپنی است که در حضور افراد مافوق، نباید احساس درماندگی خود را ظاهر ساخت.
2 - اغراق و مبالغه در ابراز احساسات: یعنی بزرگنمایی احساسی که در ما وجود دارد.
3 - جایگزین کردن یک احساس به جای دیگری: این مورد را می توان در بعضی فرهنگهای آسیایی ملاحظه کرد.
همه افراد برای برقراری ارتباط با دیگران نیاز به یادگیری مهارتهایی جهت شروع و حفظ آن دارند. روشی که برای ایجاد ارتباط استفاده میکنید بر زندگی شما و اینکه چه کسانی در زندگی شما حضور داشته باشند، تأثیر میگذارد. شغل، دوستان، میزان درآمد، و ازدواج شما میتواند تحت تأثیر شیوه برقراری ارتباط شما باشد. تلاش برای شناخت و ارتباط با یک فرد جدید، ممکن است برای هر دو طرف استرس زا و هیجان انگیز باشد. اینکه فرد را کجا یا چگونه ملاقات کردید اهمیتی ندارد، فقط لازم است خودتان باشید. ممکن است فکر کنید با حیله و دروغ نیز میتوانید با دیگران ارتباط برقرار کنید اما نیازی به این کار نیست، راههای سادهتری برای برقراری ارتباط مؤثر با دیگران وجود دارد. در این مقاله ابعاد مختلف برقراری ارتباط با دیگران بررسی شدهاست.
هفت اصل مهم در ملاقاتهای اولیه:
1- برای برقراری ارتباط با دیگران وارد یک ماجراجویی شوید
2- زمانی را برای یک صحبت یا مکالمه در نظر بگیرید
3- در برقراری ارتباط با دیگران سوالات کلی و باز بپرسید
4- برای برقراری ارتباط مؤثر با دیگران از قضاوت بپرهیزید
5- یک فعالیتی را با هم انجام دهید
6- به یک مکان شلوغ بروید
7- برای برقراری ارتباط مؤثر با دیگران مثبت اندیش باشید
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مثبتنگری بر افزایش امید با تأکید بر قرآن و آموزههای اسلامی در کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان بود. پژوهش از نوع نیمه تجربی همراه با گروه تجربی و گواه بود. روش نمونهگیری ابتدا کل جامعه آماری به تعداد 300 نفر پرسشنامهی امید اسنایدر را تکمیل کردند و شرکت کنندگانی که پایینترین نمره را اخذ کردند تعداد 50 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه تجربی و گواه جایگزین شدند. به گروه تجربی هشت جلسهی نود دقیقهای به صورت هفتگی، آموزش مثبتنگری با تأکید بر قرآن و آموزههای دینی ارائه گردید. در پایان آموزش، از هر دو گروه خواسته شد پرسشنامه مذکور را مجدداً تکمیل نمایند. در مرحلهی بعد، پس از دو ماه آزمون پیگیری امید برای سنجش ماندگاری آموزشهای داده شده اجرا گردید. برای تحلیل دادهها علاوه بر استفاده از آمار توصیفی از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتایج آزمونهای تجزیه و تحلیل کواریانس چند متغیری و تک متغیری نشان داد که تفاوت معنیداری بین دو گروه در افزایش امید در مرحله پس آزمون وجود دارد. و در مرحلهی پیگیری نیز ثبات داشته است. نتایج نشان میدهد که آموزش گروهی مثبتنگری با تأکید بر قرآن و آموزههای اسلامی در گروه تجربی نسبت به گروه گواه باعث افزایش متغیر امید و زیر مقیاسهای آن شده است. این نتایج در مرحلهی پیگیری نیز ثبات داشته و مورد تأیید قرار گرفت.
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مثبت نگری بر حالتهای روانشناختی مثبت (توانمندیهای منش) دختران نوجوان کلاسهای دوم و سوم دبیرستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری بود. نمونه پژوهش چهل نفر بودند که به روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند (هر گروه بیست نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه حالتهای روانشناختی مثبت (رجایی، خوی نژاد و نسائی) بود. گروه آزمایش نه جلسه نوددقیقهای (به مدت دو ماه) آموزش مثبت نگری دریافت نمود و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیره در مرحله پسآزمون و پیگیری نشان داد که آموزش مثبت نگری در افزایش حالتهای روانشناختی مثبت )توکل به خدا، خوشبینی، خودکارآمدی، وظیفهشناسی، احساس کنترل، هدفمندی، امیدواری، رضایت از زندگی، زندگی معنادار، خلق مثبت و شادمانی، اجتماعی بودن، عزتنفس و احساس ارزشمندی، احساس آرامش، قدردانی و بخشش( گروه آزمایش مؤثر بوده است.
هدف این پژوهش بررسی رابطه تعارضات والد-فرزند و سلامت روانشناختی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج می باشد بدین منظور نمونه ایی به تعداد 200 نفر 100 پسر و 100 دختر از دانشجویانی که هم اکنون با والدینشان زندگی می کردند بصورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند برای سنجش سلامت روانشناختی از پرسشنامه سلامت روانشناختی گلدبرگ و برای سنجش تعارضات والد-فرزند از مقیاس تاکتیک های تعارض CT اشتراس استفادهگردید. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین تعارضات والد-فرزند با سلامت روانشناختی رابطه وجود داشت پرخاشگری کلامی و پرخاشگری فیزیکی با والدین نیز با سلامت روانشناختی رابطه داشت
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه تعارض والد فرزند با اعتیاد به اینترنت در نوجوانان دختر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهر کرج بودند. پژوهش به روش همبستگی انجام شد. برای انتخاب نمونه ابتدا یک ناحیه و سپس 3 مدرسه بهروش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. 09 نفردانش آموز دختر اعضای نمونه تحقیق را تشکیل دادند. شرکت کنندگان پرسشنامه هایتعارض والد- فرزند و پرسشنامه 29 سوالی اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از شاخص های میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیوناستفاده شد. نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین تعارض با پدر و ضریب همبستگی بین تعارض با مادر در پیش بینی اعتیاد بهاینترنت مثبت و معنادار استp≥0/01 نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز نشان داد که تعارض با مادر حدود0/23 درصد در تبیین و پیش بینی اعتیاد به اینترنت نوجوان نقش معناداری دارد.
منبع:مقاله رضایت از زندگی