دکتر روانشناس

مطالب روانشناسی ، موفقیت و سلامت روانی

دکتر روانشناس

مطالب روانشناسی ، موفقیت و سلامت روانی

مقاله یادگیری خود تنظیمی

    هدف این پژوهش، بررسی تأثیر یادگیری خودتنظیمی بر سبک­های حل تعارض دانش‌آموزان است. بدین منظور،240 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌­های خودتنظیمی بوفارد و نسخة دوم شیوة مقابله با تعارض رحیم (ROCI-II) پاسخ دادند. داده‌های به­دست­آمده با رگرسیون چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می­دهد که ‌راهبردهای شناختی و فراشناختی خودتنظیمی بر سبک­های حل تعارض تأثیر معناداری دارند >100/0) P)؛ ولی راهبرد انگیزشی خودتنظیمی برسبک­های حل‌تعارض تأثیر معناداری ندارد. ‌راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر سبک همراهانة حل تعارض تأثیر معناداری دارند؛ اما ‌راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر دیگر سبک‌های حل تعارض (اجتنابی، مهربانانه، مصالحه‌گرانه و سلطه‌گرانه) تأثیر معناداری ندارند. بنابراین می‌توان نتیجه‌ گرفت که یادگیری خودتنظیمی، بهترین پیش بینی‌کنندة سبک حل تعارض سازنده است؛ بنابراین، نهادهای آموزشی باید برای آموزش و اعتلای یادگیری خودتنظیمی کوشش اساسی و جدی کنند.
  این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) بر جهت‌گیری هدف در دانش‌آموزان دختر پایة دوم متوسطة دوم انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعة آماری تمام دانش‌آموزان دختر پایة دوم متوسطة دوم شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 95- 94 است. حجم نمونه به‌تعداد 56 نفر (28 نفر گروه آزمایش و 28 نفر گروه گواه) با استفاده از روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شده است. گروه آزمایش در 8 جلسة 90 دقیقه‌ای به‌صورت گروهی، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (شناحتی و فراشناختی) را آموخته‌اند. در این تحقیق از مقیاس جهت‌گیری هدف بوفارد و همکاران(1998) استفاده شده است. تحلیل داده‌های خام با استفاده از spss18 و تحلیل کوواریانس انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اجرای آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی باعث افزایش جهت‌گیری هدف دانش‌آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه می‌شود (001/0>P). همچنین این نتایج در مرحلة پیگیری نیز حفظ شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که راهبردهای یادگیری خودتنظیمی قابلیت آموزش و یادگیری دارند و آموزش این راهبردها در افزایش جهت‌گیری هدف دانش‌آموزان تأثیرگذار است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش خودکارآمدی، خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فراشناختی) و عزت‏نفس در عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان سال سوم دبیرستان بود. در این پژوهش خودکارآمدی، خودتنظیمی(راهبردهای شناختی و فراشناختی)و عزت‏نفس به عنوان متغیرهای پیش‏بین و عملکرد تحصیلی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده‏اند. نمونه پژوهش، شامل 500 نفر دانش‏آموز دختر و پسر سال سوم علوم تجربی شاغل به تحصیل در سال 89-1388در دبیرستان‏های شهرکرد بودند که با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان داد که در کل نمونه، نقش متغیرهای خودکارآمدی، خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فرا شناختی) و عزت‏نفس با عملکرد تحصیلی به ترتیب23/0، 34/0، 25/0، 22/0 و 23/0 بود. خودکارآمدی نیز بر خودتنظیمی و عزت‏نفس مؤثر بود(p<0.01). همچنین، برای تعیین سهم هر یک از متغیرهای پیش‏بین در تعیین متغیر ملاک از رگرسیون استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که خودتنظیمی و خودکارآمدی در تبیین واریانس عملکرد تحصیلی سهم داشته‏اند. عزت‏نفس سهمی در تبیین واریانس عملکرد تحصیلی نداشته است.

منبع:مقاله یادگیری خود تنظیمی

مقاله مهارت های اجتماعی

سبک زندگی هر فردی به نوع نگاه و نگرش اواز زندگی بستگی دارد که به او اجازه می دهد رفتارهایی متناسب با الگوهای موجود در جامعه داشته باشد. سبک زندگی برآمده از اعتقادات، باورها و دیدگاه هایی دارد که فرد را در اجتماع از دیگران متمایز می کند. مهارت اجتماعی توانایی هایی هستند که راه را برای موفقیت فرد در اجتماع را فراهم می کنند. مهارت های اجتماعی به فرد کمک می کنند تا نقش و جایگاه خود را در بین دیگران به درستی تشخیص داده و خود را با افراد جامعه سازگار سازد. مهارت اجتماعی به فرد کمک می کند تا بتواند درک درستی از رفتار دیگران داشته باشند و آماده برخورد صحیح و درست با آنان شود. امروزه در مدارس توجه ویژه ای به آموزش مهارت های اجتماعی می شود. این توجه ناشی از این واقعیت است که نوع کنش و واکنش های افراد در برخود با یکدیگر و با مسائل و مشکلات پیرامون کاملا دگرگون شده است. احساس نیاز به آموزش فراگیری مهارت های اجتماعی ریشه در این واقعیت دارد که دانش آموزان نیاز به خودشناسی برای خدمت به جامعه خود را دارند. آموزش مهارت های اجتماعی در مدارس سبب می شود تا دانشگاه علوم پزشکی آموزان اصول و قواعد زندگی در اجتماع را فرا گرفته و با هنجارهای اجتماعی آشنا شوند. فراگیری مهارت های اجتماعی به دانش آموزان کمک می کند تا ارزش ها اجتماعی را درک کرده و برای پایبندی به آن ها تلاش کند. از اینرو، این مقاله بر آن است تا با ارائه تعاریفی چند از مفهوم سبک زندگی و ضرورت آموزش مهارت های اجتماعی در نظام آموزشی کشور، تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر سبک زندگی دانش اموزان را به اختصار مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.
برخورداری از مهارت های اجتماعی و ارتباطات ثمر بخش برای داشتن عملکردی موفق در زندگی ضروری است. مهارت های اجتماعی از فرهنگ و گروه های اجتماعی که فرد در ارتباط با آنها قرار دارد تاثیر پذیرفته و میزان برخورداری از این مهارت ها در سلامت رفتاری و اجتماعی افراد نقش بسزایی را ایفا می نماید. مطالعه ای توصیفی - تحلیلی به صورت مقطعی به منظور بررسی میزان مهارت های اجتماعی دانش آموزان مدارس دخترانه و پسرانه مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهرستان کرج صورت گرفت. سنجش مهارت های اجتماعی با استفاده از ابزار استاندارد Gresham& Elliott
(نسخه والدین) با انجام مصاحبه صورت گرفت. پرسشنامه ای مشتمل بر مشخصات جمعیتی و سایر اطلاعات زمینه ای مرتبط با هدف تحقیق نیز طراحی گردید.
در مجموع 1544 نفر از والدین دانش آموزان به سوالات پرسشنامه مهارت های اجتماعی فرزندانشان پاسخ داده و امتیاز مهارت های اجتماعی در مورد 1410 نفر از فرزندان آنها به دست آمد. میانگین سنی دانش آموزان 15.7 سال (1.3± = انحراف معیار) بوده و بیشترین آنها در مقطع دبیرستان به تحصیل اشتغال داشتند. میانگین امتیاز مهارت های اجتماعی 52.8 (27.8 ± = انحراف معیار) بوده و 65 درصد دانش آموزان در هر دو جنس، مساوی و زیر صدک 50 امتیاز مهارت های اجتماعی قرار داشتند. در بررسی روابط تحلیلی، میانگین امتیاز مهارت های اجتماعی با جنس و پایه تحصیلی ارتباط معنی داری را نشان داد ) P.Value به ترتیب 0.002 و 0.04). همچنین عملکرد تحصیلی دانش آموزان (غیبت از مدرسه و نمره معدل) با صدک امتیاز مهارت های اجتماعی ارتباط معنی داری را به دست داد. ) P.Value به ترتیب 0.001 و 0.02 (.
بر اساس نتایج مهارت های اجتماعی دانش آموزان مورد مطالعه از سطح مطلوبی برخوردار نبود. این امر لزوم باز نگری شیوه های آموزشی و تربیتی در سطح خانواده و نیز برنامه های آموزشی و پرورشی به منظور ارتقا و تکامل مهارت های اجتماعی را مطرح می سازد.


منبع:مقاله مهارت های اجتماعی

مقاله خود تنظیمی درمحیط یادگیری الکترونیکی

یادگیری الکترونیکی واژه بسیار گسترده ای است و تعاریف گوناگون و مختلفی در رابطه با آن وجود دارد. با یک جستجوی ساده در گوگل می توان بیش از 8 میلیون نتیجه را دراین مورد مشاهده کرد.اما جامع ترین و در عین حال کوتاه ترین تعریفی که می توان از این واژه ارائه داد عبارت است از هرنوع یادگیری  یا آموزشی که با کمک انواع مدیاهای الکترونیکی انجام گیرد، در واقع یادگیری الکترونیکی استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیکی برای فعال کردن و توانمند کردن افراد در جهت یادگیری فارغ از زمان و مکان است.
یادگیری الکترونیکی واژه بسیار گسترده ای است و تعاریف گوناگون و مختلفی در رابطه با آن وجود دارد. با یک جستجوی ساده درگوگل می توان بیش از 8 میلیون نتیجه را دراین مورد مشاهده کرد اما جامع ترین و در عین حال کوتاه ترین تعریفی که می توان از این واژه ارائه داد عبارت است از هرنوع یادگیری  یا آموزشی که با کمک انواع مدیاهای الکترونیکی انجام گیرد،در واقع یادگیری الکترونیکی استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیکی برای فعال کردن و توانمند کردن افراد در جهت یادگیری فارغ از زمان ومکان است.
در یادگیری الکترونیکی ، انتقال محتوا و مواد آموزشی از طریق انواع سی دی رام، دی وی دی، تلویزیون، موبایل، اینترنت، اکسترانت، انواع شبکه های یادگیری مبتنی بر اینترنت در غالب متن، ایمیل، انیمیشن، عکس،صدا، ویدئو، نوار و فیلم و... انجام می گیرد.
یادگیری الکترونیکی به روش خود آموز و فردی در شرایط آفلاین
 در این روش فرد یادگیرنده با استفاده از منابع یادگیری مانند پایگاه داده یا یک کامپیوتردرحالی که به اینترنت متصل نیست به کمک دیسکت ، سی دی، یا دی وی دی به محتوای دروس دسترسی پیدا می کند.

ماهیت ،هدف و روش های تربیت انسانی از دیر باز مورد توجه بوده است.نظام های آموزشی جهان امروز در موقعیتی به فعالیت خود ادامه می دهند که تغییرات سریع علمی و فناوری بر تمام جنبه های زندگی انسان عصر جدید تاثیر گذاشته است.خودتنظیمی پیامدهای ارزشمندی در فرآیند یادگیری، آموزش و حتی موفقیت زندگی دارد و یکی از مفاهیم مطرح در روانشناسی تربیتی وتعلیم و تربیت معاصر است و نقش مهمی در فرایندها، پیامدهای یادگیری و اموزش دارد در یک تعریف ساده می توان گفت: یادگیری خودتنظیمی به معنای ظرفیت فرد برای تعدیل رفتار متناسب با شرایط و تغییرات محیط بیرونی و درونی است. هدف از پژوهش حاضر یادگیری خود تنظیمی است. روش تحقیق بصورت مطالعه کتابخانه ای، بارویکرد توصیفی- تفسیری می باشد.نتایج بدست آمده نشان میدهد یادگیری خودتنظیمی باعث سازمان دهی باورهای فراشناختی ، انگیزشی، رفتاریی ، تصحیح و بهبود میزان درک و فهم هنگام خواندن،سازمان یافته ترشدن نوشته ها و بالا رفتن مهارت های عملی می شود.

چکیده هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان استفاده ازراهبردهای یادگیری خود تنظیم(راهبردهای انگیزشی و یادگیری) در بین دانشجویان دوره های آموزشی حضوری و الکترونیکی بود. بدین منظور، 394 n= دانشجو (207 نفر از دوره حضوری و 187 نفر از دوره الکترونیکی) به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه خود-گزارش دهی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری(MSLQ)به صورت انفرادی پاسخ دادند. این پرسشنامه که 15 راهبرد یادگیری خودتنظیم را اندازه گیری می کند از روائی و اعتبار مناسبی برخوردار است و ضرایب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) نیز از این ویژگی های فنی مجموعه مقیاس ها حمایت کرد. یافته ها نشان داد که دانشجویان دوره های الکترونیکی از لحاظ به کارگیری راهبردهای یادگیری خودتنظیم متفاوت از دانشجویان دوره های حضوری عمل می کنند. نتایج تحلیل های پیگیری حاکی از برتری دانشجویان دوره های الکترونیکی در استفاده از جهت گیری بیرونی نسبت به هدف و ارزش تکلیف، و در عین حال اضطراب امتحان بالاتر، به عنوان مقیاس های مولفه راهبردهای انگیزشی نسبت به دانشجویان دوره های حضوری بود. همین برتری نیز در استفاده از راهبردهای مرور ذهنی، بسط دهی، تفکر انتقادی،کنترل فراشناختی، مدیریت زمان و محیط مطالعه و تنظیم تلاش به عنوان مقیاس های مولفه راهبردهای یادگیری مشاهده شد. به طور کلی، یافته ها از این ایده که آموزش الکترونیکی نسبت به آموزش حضوری بیشتر یادگیرنده محور و سازا گراست حمایت کرد.


منبع:مقاله خود تنظیمی درمحیط یادگیری الکترونیکی

مقاله سبک مدیریت مشارکتی

مدیریت مشارکتی فلسفه نوینی است که باتاکید برمشارکت کارکنان دراداره امور سازمان ها واعتقاد به تعهد و شان و منزلت منابع انسانی دستیابی به کیفیت برتر زندگی کاری را هدف خود قراردادها ست تحقیق حاضر به بررسی نقش سبک مدیریت مشارکتی درخلاقیت کارکنان می پردازد روش تحقیق دراین پژوهش توصیفی ازنوع همبستگی است جامعه اماری شامل کارکنان یکی ازنهادهای دولتی استان مازندران می باشند باتوجه به اینکه تعدادکارکنان 361 نفر می باشد جهت نمونه گیری ازبین افرادجامعه باتوجه به به فرمول کوکران تعداد 186 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند برای جمع اوری اطلاعات ازپرسشنامه های استاندارد مدیریت مشارکتی و پرسشنامه محقق ساخته خلاقیت استفاده شده است ضریب الفای کرونباخ به ترتیب 0.92و0.83 بدست آمده است برای تجزیه و تحلیل داده ها ازدوروش آمارتوصیفی متغیرهای جنسیت تحصیلات و اماراستنباطی ضریب همبستگی رگرسیون بانرم افزار SPSS استفاده شد نتایج حاصل ازتجزیه و تحلیل پژوهش با استفاده ازازمون همبستگی پیرسون نشان داد بین مدیریت مشارکتی و خلاقیت رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد

مدیریت مشارکتی از نظر تقویت تصمیم‌ گیری گروهی در سراسر سازمان، مفهومی متفاوت از مدیریت سنتی است. رویکرد مذکور بر اساس کارگروهی، شفافیت و شفقت بنیان گذارده شده است. در این قسمت از مقاله به ۴ ویژگی اصلی مدیر مشارکت‌ جو اشاره شده است:

  • شفافیت: مدیریت سنتی در پی کسب مالکیت کامل طرح ‌ها و اطلاعات سازمان است، درحالی‌که مدیریت مشارکتی آشکارا اطلاعات و دانش را در سراسر سازمان به اشتراک می‌گذارد. این راهبرد به کارکنان اجازه خواهد داد تا در فرآیند بهبود فضای کسب ‌وکار مشارکت فعالانه داشته باشند.
  • انعطاف پذیری: مدیران سنت ‌گرا اعتقاد به حفظ ساختار و سلسله مراتب سازمانی هستند. این در حالی است که مدیران مشارکت‌گرا حامی ایجاد انعطاف بیشتر در وظایف و نقش ‌های کارکنان و ایجاد ارتباطات افقی هستند. ایجاد چنین فضایی به واسطه یک سیستم بررسی عملکرد انعطاف‌ پذیر تسهیل خواهد شد.
  • شفقت: مدیران سنتی در دست پیدا کردن به اهداف و حفظ استانداردها از منابع قدرت استفاده خواهند کرد. اما در مقایسه مدیران مشارکت ‌گرا براین اعتقادند بهترین نتایج در سایه گوش فرا دادن به خواسته ‌های کارکنان و کسب اطمینان از رضایتمندی واقعی آنان قابل کسب است.
  • کارگروهی: مدیران سنت‌گرا براین اعتقادند منشا قدرت از موقعیت فرد در سازمان نشات خواهد گرفت. در مقایسه مدیران مشارکتی بر این باورند که قدرت زمانی ارزشمند است که برگرفته از همکاری تیمی باشد. ایده‌ها و بازخوردها در چنین فضایی از کسب ‌وکار مورد پذیرش بوده و افراد در استفاده از منابع سازمان آزادی عمل بیشتری خواهند داشت.

منبع:مقاله سبک مدیریت مشارکتی

مقاله اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت یا در سطحی وسیع‌تر استفاده بیش از حد از اینترنت و رایانه یا تبلت و گوشی در زندگی و وابستگی به آن به صورتی که در انجام کارهای روزانه مشکلاتی پیش آید. این اختلال گونه‌ای از مشکلات روانی محسوب می‌شود که البته این طبقه‌بندی همچنان مورد تحقیق و بررسی است. فعالیت آنلاین افراد مبتلا به این اختلال می‌تواند انجام بازی‌های رایانه‌ای، وبلاگنویسی ها، پورنوگرافی، شبکه‌های اجتماعی یا خرید اینترنتی باشد. مخالفان این نظریه اعتقاد دارند که این نوعی عادت و رفتاری تکراری است و گونه‌ای از اعتیاد محسوب نمی‌شود ولی بیشتر مردم به این چیز هااعتیاد اینترنتی میگویند.

اعتیاد به اینترنت چیست؟

با اینکه اعتیاد به اینترنت به عنوان یک بیماری و اعتیاد رسمی شناخته نمی‌شود، اما شبیه به شرط بندی و قمار کردن است. فرد معتاد به قمار هیجانش در دیدن این است که هر دست بازی را ببرد و پول بیشتری به دست بیاورد، فرد معتاد به اینترنت هم همینطور است، اما به جای پول، بازتاب کاری که در فضای مجازی انجام می‌دهد برایش مهم است.

در اینجا ما قصد داریم به بررسی اینکه اعتیاد به اینترنت چیست، انواع مختلف آن کدامند، چرا افراد به اینترنت وابسته می‌شوند، فاکتورهای خطرناک اعتیاد به اینترنت کدامند، علائم هشداردهنده‌ای که نشان دهنده‌ی مصرف بیش از حد اینترنت هستند، درمان و دیگر مسائل مربوط به اعتیاد اینترنتی بپردازیم.

اعتیاد فیزیکی و اعتیاد روانی

به طور معمول ما کسانی را معتاد می‌دانیم که از مواد مختلفی استفاده می‌کنند و این مواد باعث وابستگی آن‌ها می‌شوند. هرچه بیشتر مصرف می‌کنند، به مرور زمان به مقدار بیشتری مواد احتیاج دارند تا همان لذت همیشگی را ببرند. الکل، نیکوتین و سایر مواد باعث وابستگی شده و در هنگام قطع مصرف موجب علائمی که بیشتر فیزیکی هستند می‌شوند.

از لحاظ تئوری، هر رفتاری که پاداشی دربر داشته باشد می‌تواند باعث اعتیاد شده یا حداقل به عادتی ناسالم که جنبه‌های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد تبدیل شود. غذاخوردن، رابطه‌ی جنسی، ورزش کردن، شرط بندی و موارد دیگر این چنینی مثال هایی از رفتارهایی هستند که در صورت زیاده روی تبدیل به رفتارهایی ناسالم و اعتیاد گونه می‌شوند. اما این را هم باید دانست که وابستگی روانی واقعیت داشته و با تغییرات عصبی در مغز همراه است.

 اعتیاد به اینترنت، نوعی وابستگی رفتاری است که فرد برای مقابله با مشکلات از آن استفاده می کند. ویژگی های شخصیتی صفاتی پایدار در طول زمان هستند که از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر چندانی  نمی کنند. تحقیقات نشان داده است که ویژگیهای شخصیتی تاثیر مهمی بر استفاده از اینترنت دارند، لذا این پژوهش برای ارزیابی این ارتباط در نوجوانان تهران طراحی گردید. نمونه پژوهش که در بهارسال87 انجام گرفته است در برگیرنده 361 نفر از نوجوانان دبیرستانی بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به وسیله پرسش نامه 20 سوالی اعتیاد به اینترنت یانگ و پرسش نامه NEO PI–R مورد سنجش قرار گرفتند. آزمودنی ها در پاسخ گویی مختار بودند و اطلاعات آن ها محرمانه ثبت و نگهداری گردید. روش های آماری مورد استفاده شامل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون هم زمان و گام به گام می باشد.
 ارتباط معنی داری میان روان رنجورخویی و اعتیاد به اینترنت در نوجوانان دختر (01/(P<0، r=0/4) ) و نوجوانان دختر و پسر در کل (01/P<0)، r=0/5) ) وجود دارد. در نوجوانان پسر رابطه معنی داری میان خوشایندی (05/P<0)، r=0/17)) و وظیفه شناسی با اعتیاد به اینترنت (05/P<0)، r=0/17) ) به دست آمد.
نتیجه گیری: اعتیاد به اینترنت با برخی از صفات شخصیتی نوجوانان از جمله روان رنجورخویی، خوشایندی و وظیفه شناسی ارتباط دارد.

منبع:مقاله اعتیاد به اینترنت