دکتر روانشناس

مطالب روانشناسی ، موفقیت و سلامت روانی

دکتر روانشناس

مطالب روانشناسی ، موفقیت و سلامت روانی

مقاله مهارت های کارآفرینی

کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسکهای ناشی از آن اطلاق می‌شود. واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی "Entrepreneurs " به معنای "متعهد شدن " نشات گرفته‌است. کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه‌های اقتصادی خویش تشریح نموده‌اند.

کلمه Entrepreneur که در زبان فارسی به کارآفرین ترجمه شده، اصالتاً یک کلمه فرانسوی است که اولین بار در سال 1723 میلادی برای توصیف فردی که با پذیرفتن ریسک اقتصادی و با امید به سودآوری، یک کسب‌وکار را راه‌اندازی و مدیریت می‌کند وارد واژه‌نامه‌های فرانسوی شد. با این تعریف از کارآفرین، کارآفرینی فرآیند اقداماتی است که یک کارآفرین به‌عنوان شخصی که همیشه به دنبال ایده‌های تازه است، به آن‌ها متوسل می‌شود تا با پذیرفتن ریسک و تردیدهای ذاتی موجود در هر اقدام جدید، از آن ایده‌ها فرصت‌های تازه خلق کند.
کارآفرینی چه ویژگی‌هایی دارد؟
ویژگی‌های خاصی که کارآفرینی را از اقدامات مشابه با آن متمایز می‌کند عبارت‌اند از:
1. کارآفرینی یک فعالیت اقتصادی و پویا است
کارآفرینی یک فعالیت اقتصادی است، زیرا با نیت ارزش‌آفرینی و کسب سود مالی و از طریق استفاده بهینه از منابع محدود، یک کسب‌وکار جدید راه‌اندازی و مدیریت می‌شود. به‌علاوه، ازآنجایی‌که این ارزش‌آفرینی در میان فضای ناامن کسب‌وکار باید به‌طور مستمر ادامه پیدا کند، لذا کارآفرینی به‌هیچ‌عنوان فضای یکنواختی ندارد؛ بلکه پویا و پرتکاپو است.
2. کارآفرینی همزاد نوآوری است
کارآفرینی مستلزم جستجوی مستمر برای یافتن ایده‌های تازه است. اساساً لازمه بقای کارآفرین، ارزیابی مستمر روندها و اقدامات فعلی با هدف بهینه‌سازی و استفاده از سیستم‌های نوینی است که باعث پیشبرد هرچه بهتر اهداف کسب‌وکار می‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، کارآفرینی نیازمند تلاش مستمر در جهت بهبود و بهینه‌سازی است و این تلاش بدون خلاقیت و نوآوری ره به‌جایی نخواهد برد.
3. کارآفرینی به پتانسیل سودآوری وابسته است
منظور از پتانسیل سودآوری، احتمال بازگشت سرمایه یا کسب درآمد ناشی از اقدام مخاطره‌آمیز کارآفرین در جهت تبدیل یک ایده جدید به یک کسب‌وکار واقعی است. ایده‌های کارآفرین در غیاب پتانسیل سودآوری فقط در حد نظریه باقی خواهد ماند.
4. کارآفرینی مستلزم ریسک‌پذیری است
عصاره و جوهر کارآفرینی، تمایل به در آغوش کشیدن ریسکی است که ذاتاً در خلق و اجرای ایده‌های جدید وجود دارد. ایده‌های تازه همیشه با شک و تردید همراه‌اند و چه‌بسا نتیجه اجرای آن‌ها مثبت نباشد، یا فوراً به ثمر نرسند؛ بنابراین کارآفرین برای چشیدن میوه زحمات خود باید صبور و ریسک‌پذیر باشد.

منبع:مقاله مهارت های کارآفرینی

مقاله خلاقیت و نوآوری

نوآوری به معنای مدرن آن یعنی «یک ایده جدید، افکار خلاق، اشکال جدیدی از دستگاه‌ها یا روش‌ها».
نوآوری، بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده ساختن ایدهٔ ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمت تازه ارائه شود، نوآوری گویند.
نوآوری با ایده پردازی و اختراع تفاوت دارد. اختراع به معنای «پدیدآوردن محصول جدید» است، اما نوآوری فراتر از آن است و به معنای «معرفی محصولی تازه» است که با ابداع و عرضه صورت می‌گیرد.
امروزه نوآوری، از مهم‌ترین عوامل رشد اقتصادی به‌شمار می‌رود. نوآوری به فضای اجتماعی به عنوان پشتیبان کارآفرینی نیاز دارد. غالباً نوآوری‌های اجتماعی و نوآوری‌های تجاری موجد یکدیگر هستند.

آفرینندگی یا آفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهٔ ابعاد و جوانب زندگی وی نقش کاملاً حیاتی ایفا می‌کند. خلاقیت و نوآوری از والاترین ویژگی‌های انسان است. همهٔ علوم، تولیدات، فناوری‌ها، صنایع، ابداعات، اختراعات، هنرها، ادبیات، موسیقی، معماری و به‌طور کلی اساس انواع تمدن‌ها از ابتدا تاکنون و کلیهٔ دستاوردهای بشری، جلوه‌های گوناگونِ خلاقیت و نوآوری است. تمدن انسانی و زندگی وی بدون خلاقیت امکان‌پذیر نیست.

در این مقاله نویسنده موضوعات مختلف در ارتباط با بحث خلاقیت و نوآوری را مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تعریف خلاقیت و نوآوری می پردازد و سپس نبوغ و خلاقیت را با هم مقایسه می نماید و در ادامه به بحث تفاوتهای خلاقیت و نوآوری می پردازد. سپس تئوریهای مختلف در این موضوع را بیان می کند. نویسنده در ادامه معیارهای شناخت خلاقیت و نوآوری را بیان می کند و ساختار مغز و عملکرد آن را شرح می دهد.مباحث بعدی که نویسنده به آن می پردازد عبارتند از مبانی روان شناسی خلاقیت و نوآوری، ارتباط هوش و خلاقیت، فرآیند خلاقیت و نوآوری و تکنیکهای خلاقیت و نوآوری.

خلاقیت به عنوان یک نیاز عالیه بشری در تمام ابعاد زندگی او مطرح است و عبارت است از تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشة انسان بطوری که حائزیت توانائی در ترکیب عوامل قبلی به طرق جدید باشد را شامل می شده، خلاقیت همچون عدالت دموکراسی و آزادی برای افراد مختلف دارای معانی مختلف می باشد ولی یک عامل مشترک در تمام خلاقیتها این است که خلاقیت همیشه عبارت است از پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آنها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کنند ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدی است. تلاشهای خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت ذهنی و فکری است و نوآوری بیشتر جنبة عملی دارد. در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است و نوآوری می تواند در خط مشی ها، فرآیندها، فنون نیز مانند فعالیت ها و رفتارهای افراد رخ می دهد. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است، وات من می گوید: (اگر بخواهید نوآور باشید بایستی تا حدی باز برخورد کنید سعی فراوان کنید اشتباهاتی مرتکب شوید. اگر افراد شکست نخورند احتمالاً چیزی هم یاد نخواهند گرفت، طبق نظر گیلفورد «خلاقیت یعنی حل یک مشکل یا سلسله ای از مسائل کوچک و بزرگ، «و به نظر راجرز» خلاقیت یعنی اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان»

منبع:مقاله خلاقیت و نوآوری

مقاله مدیریت دانش و خلاقیت

در دنیای امروز، جوامع و سازمانها در صدد مزیت رقابتی پایدار هستند. در این راستا مدیریت دانش ابزار سودمندی برای سازمانهاست تا سرمایه هوشی خود را توسعه دهند، نوآوری را تشویق کنند و عملکرد مطلوب را حداکثر سازند. عصر تحولات و تغییرات شگرف در فناوریهاست. عصری که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشارکت نیروی انسانی خلاق و دانش گرا ب جای نیروی انسانی عملکردی است. از این رو، مدیریت هوشیار بر آن است تا هر چه بیشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید، این امر مستلزم این است که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را به عنوان یک نیاز استراتژیک و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دار خود قرار دهد. مدیریت نوآوری در اوقع فرایندی است که از طریق ترکیب و یکپارچکی اجزای مختلف دانش به پدید آوردن بدیهات می پردازد. در این راستا به کارگیری دانش ضمنی به عنوان محرکی اساسی در موفقیت فرایند نوآوری، تاثیر قابل ملاحظه ای در کارایی شرکت ها خواهد داشت. دانش ضمنی به عنوان محرکی مهم در فرایند خلاقیت و نوآوری نقش مهمی را به عنوان یک منبع سازمانی و عامل موفقیت در سازمان ایفا می کند. مدیران و محققانی که در زمینه تعامل منابع انسانی و شبکه ها فعالیت می کنند باید برای دانش ضمنی اهمیت بیشتری قایل شوند زیرا دانش ضمنی جریان فرایند برهمکنش و فعل و انفعال شخصی است. بنابراین، تحقیقات، انتقال فراست و شهود، یا به عبارتی دیگر آنچه انسانها درون خود حس می کنند، در جوی رسمی و رودر رو بهتر عمل می کند. در نتیجه در این فضا به راحتی می توان از ایده های جدید، محصولات یا فرایندهای خلاقانه جهت حل مشکلات به صورت انعطاف پذیر، بهره مند گردید. همچنین مدیریت دانش ابزار سودمندی برای سازمانهاست تا سرمایه هوشی خود را توسعه دهند، نوآوری را تشویق کنند و از آن مهم تر عملکرد مطلوب را به حداکثر برسانند. مقاله حاضر در آغاز دلایل اهمیت دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، نقش دانش ضمنی را در مدیریت نوآوری شناسایی کرده و مواردی از موانع و مشکلات ایجاد و تسهیم آنرا ذکر می کند در پایان اهرمهای کلیدی مدیریت دانش ضمنی شناسایی شده و تاثیر مثبت آن بر موفقیت نوآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
با توجه به اینکه امروزه مدیریت دانش در سازمان ها اهمیت ویژه ای یافته است و مدیریت موفق دانش، مشخصه اصلی بقای یک سازمان است، جوامع علمی و تجاری هر دو براین باورند که سازمان هایی با قدرت دانش می توانند برتری های بلند مدت خود را در عرصه های رقابتی حفظ کنند. همچنین سازمان ها برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود باید مدیریت دانش و متقابلا خلاقیت سازمانی کارکنان را به عنوان یک نیاز استراتژیک و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دار خود قرار دهند.در این پژوهش تاثیر ابعاد مدیریت دانش شامل تولید و اکتساب دانش، ذخیره و سازماندهی دانش، به اشتراک گذاری دانش، ارزیابی دانش، بکارگیری دانش، به عنوان متغیر مستقل بر خلاقیت سازمانی کارکنان به عنوان متغیر وابسته بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان شرکت مخابرات استان همدان می باشند و این پژوهش از نظر هدف یک تحقیق کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی است و پس از تعیین و تائید شاخص های مرتبط با متغیر مستقل و وابسته توسط خبرگان، پرسشنامه ای که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.938 اندازه گیری شده است، در نمونه آماری متشکل از 250 نفر که به روش تمام شماری نمونه گیری شده است توزیع گردید و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار LISRELبه منظور ارزیابی الگوی معادلات ساختاری و Spss به منظور تحلیل رگرسیون صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، ابعاد مدیریت دانش شامل تولید و اکتساب دانش، ذخیره و سازماندهی دانش، به اشتراک گذاری دانش، ارزیابی دانش، بکارگیری دانش بر خلاقیت سازمانی تاثیر گذارند.

منبع:مقاله مدیریت دانش و خلاقیت

مقاله نظام مدیریت دانش

 عدم شناخت کافی از نظام مدیریت دانش از جمله تعاریف، اجزا و نیز عوامل موفقیت در آن از عناصر اصلی شکست در پروژه های مدیریت دانش بوده است. این پژوهش درصدد روشن تر ساختن مفهوم نظام مدیریت دانش و مولفه های آن است. در این پژوهش که به روش تحلیل محتوا انجام شد؛ ضمن مروری مفصل بر مفهوم مدیریت دانش، مفهوم نظام مدیریت دانش در 290 مقاله استخراج شده از پایگاه اسکوپوس مورد بررسی قرار گرفت و تعاریف، رویکردها، عناصر و نیز عوامل موفقیت نظام مدیریت دانش شناسایی و دسته بندی شد.
 پس از بررسی مقالات مورد مطالعه، پنج موضوع شاخص شناسایی شد که به ترتیب اولویت عبارتند از: عوامل موفقیت نظام مدیریت دانش، مزایای استفاده و به کارگیری آن، اجزا و عناصر نظام مدیریت دانش، ابزارها و فن آوری های نظام مدیریت دانش و رویکردها به نظام مدیریت دانش. همچنین مشخص شد که به میزان بسیار زیادی میان مفهوم مدیریت دانش و نظام مدیریت دانش هم پوشانی وجود دارد.
 این مقاله را می توان در زمره نخستین پژوهش هایی قلمداد کرد که به صورت بنیادی به بررسی متون مربوط به مدیریت دانش پرداخته است. از این جهت این مقاله می تواند جبهه پژوهشی جدیدی را در زمینه مدیریت دانش ایجاد نماید.

امروزه دانش و سرمایه‌های فکری سازمان‌ها یکی از مزیت‌های اصلی رقابت محسوب می‌شود و می‌توان اذعان داشت که دانش، قلب اقتصاد جهانی است و این امر مستلزم شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و اقدام عملی برمبنای این عوامل تأثیرگذار در مراحل مختلف طراحی و استقرار سیستم مدیریت دانش است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی مؤلفه‌های مدیریت دانش و وضعیت پیاده‌سازی آن‌ها در دانشگاه کردستان بود. روش پژوهش در این مطالعه از نوع کاربردی و به روش پیمایشی – توصیفی بوده است.. نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای بهینه‌تر سیستم مدیریت دانش با شاخص‌های (‌فناوری اطلاعات، شاخص توانمندی ساختار و فرهنگ‌سازمانی، عنصر توانمندی مدیریتی و عنصر فرایند مدیریت دانش) رابطه معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای بهینه‌تر سیستم مدیریت دانش با مؤلفه‌های (فناوری اطلاعات، شاخص توانمندی ساختار و فرهنگ‌سازمانی، عنصر توانمندی مدیریتی و عنصر فرایند مدیریت دانش) رابطه معناداری وجود دارد.

منبع:مقاله نظام مدیریت دانش

:مقاله توسعه پایدار گردشگری و سرمایه اجتماعی

ایران در رتبه جهانی جزء ده کشور اول جهان از لحاظ جاذبه های گردشگری و جزء پنج کشور اول جهان از نظر تنوع گردشگری است. با این وجود میزان جذب گردشگر در کشور پایین است و منابع اقتصادی اندکی عاید کشور شده است. یکی از عوامل موثراجتماعی در جذب و رونق گردشگری، مفهوم سرمایه اجتماعی است که مدیریت گردشگری پایدار، در صورت توجه ویژه به افزایش آن در سطح کلان، میتواند به موفقیت دست یابد. مقاله حاضر بعد اجتماعی _ فرهنگی توسعه گردشگری را به منظور پایدار کردن توسعه در مناطق گردشگری از طریق بررسی در سطوح و ابعاد سرمایه اجتماعی پژوهش میکند. نتایج و یافتههای پژوهش،حاکی از آن است که جوامع و مناطقی توانستهاند اقتصاد گردشگری خود را فعال کنند که بین سرمایه اجتماعی و صنعت گردشگری خود، ارتباطات مناسب و هماهنگی لازم را برقرار سازند چرا که سرمایه اجتماعی مثل سرمایه اقتصادی تحت تملک هر فرد نیست و در واقع به شبکه ها، روابط و مبادلات متقابل مربوط میشود؛ و در پایان راهبردهای پیشنهادی به منظور افزایش سطح سرمایه اجتماعی در بین گردشگران و حساسسازی بیشتر مسئولین نسبت به اهمیت مفهوم سرمایه اجتماعی ارائه شد.
اصطلاح گردشگری پایدار که اوایل دهه نود میلادی، میان دانشگاهیان رواج پیدا کرد، از ایده توسعه پایدار وام گرفته شده که به پایهای ترین کاربرد توسعه پایدار، یعنی رفع نیازهای حال حاضر بدون کاهش میزان دسترسی نسل آینده به منابع برای رفع نیازهایشان اشاره دارد. در واقع گردشگری پایدار در جهت به حداقل رساندن نقاط منفی و به حداکثر رساندن نقاط مثبت است. مفهوم کلی توسعه پایدار در ارتباط با نقش ویژه گردشگری به دو عنصر میپردازد، ابتدا توانایی گردشگری برای ادامه فعالیت در آینده و تضمین شرایطی که آن را محقق میکند و سپس توانایی جامعه و محیط در جهت جذب کردن و سوددهی از طریق تاثیرات گردشگری به شکلی پایدار. در این صورت، هدف نهایی گردشگری پایدار ایجاد تساوی بین نسلی است که امکان زیست گردشگری در دراز مدت را همراه با زیست پایدار جامعه میزبان محقق میکند. یکی از جنبه های پر اهمیت گردشگری پایدار، پایداری اجتماعی و فرهنگی جامعه میزبان است که در صدد ایجاد تساوی بین نسلی در منابع اجتماعی و فرهنگی جامعه میزبان در عین توسعه روزافزون گردشگری است. از این رو دو دستورالعمل کلی در اتخاذ سیاست موثر گردشگری، برای حفظ ویژگی پایداری اجتماعی فرهنگی جامعه میزبان وجود دارد که شامل، به حداقل رساندن تاثیرات منفی گردشگری بر روی محیط/ اجتماع؛ و به حداکثر رساندن مشارکت موثر و مثبت گردشگری در اقتصاد محلی، حفظ میراث فرهنگی و طبیعی و کیفیت زندگی میزبانان و بازدید کنندگان می باشد. نظریه پردازان مبحث توسعه پایدار گردشگری، با توجه به قرابت این مفهوم با توسعه پایدار شاخصهای مختلفی را برای توسعه پایدار اجتماعی فرهنگی گردشگری برشمردهاند. این پژوهش نظری با هدف بررسی شاخصهای مختلف ناظر بر ویژگی پایداری اجتماعی فرهنگی گردشگری برای جامعه میزبان، به جمع آوری نظریههای مختلف و در نهایت ارائه یک مدل کلی از شاخصهای مورد اجماع آنها پرداخته است. با توجه به شاخص های حاصل شده، ویژگی های پایداری اجتماعی فرهنگی شهر مشهد به عنوان شهری که پذیرای حجم انبوهی از گردشگران- خصوصا گردشگران مذهبی- می باشد، دارای ضعفهایی است. ضعف شاخصهایی چون سرمایه اجتماعی، اعتماد، احساس تعلق و تعهد، وجود ناهنجاریهای اجتماعی و عدم مشارکت در حفظ میراث فرهنگی سنتی و ... از عوامل تاثیر گذار و نیز پیامدهای توجه ناکافی به توسعه پایدار اجتماعی فرهنگی در این مقصد گردشگری است