انسان به عنوان ارزشمند ترین منبع و نیروی محرک هر سازمان شناخته میشود. امّا تاثیر گذاری زیاد نیروی انسانی بر عملکرد و اهداف یک سازمان همانقدر که میتواند مطلوب باشد، همانقدر هم میتواند نا مطلوب بوده و سبب سقوط سازمان گردد.
هدایت عملکرد نیروی انسانی در جهت اهداف سازمانی و توسعه توانایی های نیروی انسانی به منظور کسب نتایج بهینه جزو استراتژیهای غیر قابل انکار کلیه سازمانها است.
برای هدایت و توسعه توانایی های نیروی انسانی، ابتدا باید این منبع ارزشمند را به درستی شناخت.
یک انسانی مجموعه ای است از ویژگیهای ذهنی، جسمی و روانی (از ویژگیهای روانی به روحی یا رفتاری نیز یاد میشود).
به همین صورت میتوان توانایی ها و یا به عبارتی شایستگی های نیروی انسانی را نیز در سه حوزه ذهنی، جسمی و روانی دسته بندی نمود.
با افزایش رقابت در بازارهای جهانی و تغییر رویکرد کسب و کارها از روشهای سنتی به روشهای جدید و خلاقانه، شرکتها مجبور هستند برای ادامه حیات با دنیای متحول امروز همراه شوند و تغییراتی را در کسب و کار خود اعمال نمایند. این دگرگونی دنیای امروز الزاماتی را برای شرکتها و سازمانها ایجاد کرده است که از جمله آن میتوانیم به جذب نیروی انسانی اشاره نماییم.
هدف از تحقیق حاضر تعیین ارتباط بین ابعاد سرمایه اجتماعی با تعهد سازمانی کارکنان در اداره کل ورزش و جوانان استان فارس بود. روش تحقیق از نوع توصیفی ـ همبستگی و جامعه آماری آن را کلیة کارشناسان این اداره، در سال 1392 تشکیل دادند (N=152). با توجه به جدول کوکران، 109 نفر، نمونة آماری این پژوهش را تشکیل می دهند(n=109). ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی ناهایپت و گوشال (1998) وپرسش نامه تعهد سازمانی می یر و آلن(1997) بود که ضریب پایایی این پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برای تعهد هنجاری 81/0، تعهد مستمر84/0، و تعهد عاطفی79/0 و ضریب پایایی برای سرمایه اجتماعی در بعد ساختاری 81/0، بعد شناختی 81/0، و بعد رابطه ای 70/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری( 05/p≤0) انجام گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با تعهد سازمانی دارد(001/0=p) و (r=0/52). همچنین بین ابعاد سرمایه اجتماعی با تمامی ابعاد تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. با توجه به وجود رابطه هم خطی بین متغیرها و فرض استقلال خطاها از یکدیگر، متغیرهای پیش بین (سرمایه اجتماعی)، 30% تغییر در میزان تهعد سازمانی را تبیین می نمایند.
امروزه در کنار سرمایه های انسانی و اقتصادی ، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی (social capital) نیز مورد توجه قرار گرفته است . سرمایه اجتماعی ، یا بعد معنوی یک اجتماع ، میراثی تاریخی است که از طریق تشویق افراد به «همکاری» و «مشارکت» در تعاملات اجتماعی ، قادر است به حل میزان بیشتری از معضلات موجود در آن اجتماع ، فائق آید و حرکت به سوی رشد وتوسعه شتابان اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... را امکان پذیر سازد .
در واقع ، سرمایه اجتماعی را می توان در کنار سرمایه های اقتصادی و انسانی ، بخشی از ثروت ملّی به حساب آورد که بستر مناسبی برای بهره برداری از سرمایه انسانی و فیزیکی (مادّی) و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود . بدون سرمایه اجتماعی ، هیچ اجتماعی به هیچ سرمایه ای نمی رسد ، به طوری که بسیاری از گروه ها، سازمان ها و جوامع انسانی ، بدون سرمایه اقتصادی و صرفا با تکیه بر سرمایه انسانی و اجتماعی توانسته اند به موفقیت دست یابند ، اما هیچ مجموعه انسانی ، بدون سرمایه اجتماعی نمی تواند اقدامات مفید و هدفمندی انجام دهد .
از سوی دیگر ، سرمایه اجتماعی ، به زندگی فرد ، معنی و مفهوم می بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش تر می کند . پس به طور کلی می توان گفت : هر چه سرمایه اجتماعی ملتی بیشتر باشد ، آن ملت ، خوشبخت تر و ثروتمندتر خواهد بود .
بازاریابی یا مارکتینگ (به انگلیسی: Marketing): بازاریابی به عنوان فرایندی مدیریتی -اجتماعی تعریف میشود که بوسیلهٔ آن افراد و گروهها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواستههای خود اقدام میکنند. برای روشن شدن این تعریف باید ابتدا اصطلاحات مهم نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسی کرد. به عبارت دیگر بازاریابی عبارتست از معرفی محصول جدید یا قدیمی بصورت سیستماتیک یا غیرسیستماتیک به مشتری برای فروش محصول قدیمی یا جدید به مشتری. در اینجا ذکر دو نکته لازم است. این دو نکته عبارتند از اینکه در بازاریابی دو هدف نهفته است و این دو هدف عبارتند از: 1) هدف از بازاریابی فروختن محصول است. 2) هدف از بازاریابی آشنایی مشتری با محصول است.
آمیخته بازاریابی (Marketing Mix) چیست؟
بازاریابی کسب و کار شما فقط یک جنبه ندارد. در واقع، آمیزهای از مسائل مختلف است که اگر در کنار هم درست مدیریت شوند، به رشد کسب و کار شما کمک میکنند. به مجموعۀ این مسائل، آمیخته بازاریابی (یا همان آمیزه بازاریابی) گفته میشود.
بگذارید همینجا خیالتان را راحت کنم: آمیخته بازاریابی اصلاً چیز پیچیدهای نیست. در واقع، هر کسب و کاری با بخشهای مختلف آمیخته بازاریابی سر و کار دارد، بدون آنکه لزوماً این مفهوم را بشناسد. مثلاً قیمتگذاری یکی از اجزای این آمیخته است. مسالهای که همه ما در کسب و کار خودمان باید در مورد آن تصمیمگیری کنیم. با این حساب، شاید بپرسید که شناختن آمیخته بازاریابی و اجزای آن چه دردی از ما دوا میکند؟
مزایای شناخت و استفاده از آمیخته بازاریابی چه هستند؟
با شناخت درست آمیخته بازاریابی:
شما نگاهی جامع و یکپارچه به بازاریابی شرکت خود خواهید داشت.
بخشهای مختلف بازاریابی شما هماهنگی بیشتری پیدا میکنند.
مطمئن خواهید بود که تمام جوانب بازاریابی کار خود را در نظر گرفتهاید.
امکان طراحی یک استراتژی بازاریابی کامل را پیدا خواهید کرد.
میتوانید بخشهای مختلف استراتژی بازاریابی خود را به خوبی کنترل کنید.
خلاقیت در مرزهای تاریکی متولد می شود. در انتهای بن بست ها و در آنجا که به نظر می رسد راه دیگری نیست. در واقع نوآوری و خلاقیت جایی شکوفا می شود که راه های کهنه و قدیمی پاسخگوی نیاز فعلی یا خواسته موجود نیست، یا براورده شدن آن به زمان و صرف هزینه زیادی محتاج است. کارشناسان خلاقیت معتقدند "برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای به وجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوهها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در نیاز متولد میشود همان گونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص بلکه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمدهاند".
برای گذر گام به گام از تاریکی و ساختن جاده های تازه برای عبور در انتهای راه های قدیمی (در حوزه نیازهای زمینی بشر) تفکر خلاق تکنیک هایی ارائه می کند که با راهبرد ذهن و افزایش کارایی آن منجر به بروز خلاقیت و افزایش ایده های نو می شود. متفکران معتقدند یکی از خصوصیات بارز افراد خلاق، آن است که توانایی "نوع دیگر دیدن"، در آن ها زنده و فعال است. منظور از "نوع دیگر دیدن" این است که تنها به یک حالت، به یک تعریف و یک تعبیر از رویدادها اکتفا نکرده و از خود پرسید که غیر از این، چه تعبیر دیگری میتواند برای این رویداد خاص وجود داشته باشد. تکنیکی وجود دارد که فرایند اخیر را در انسان فعال میسازد. این تکنیک ساده، پرسیدن یک سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضوعات است. این سؤال حرکتدهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال "دیگه چی؟" است که موتور تفکر خلاق فرد را روشن می کند و از این طریق شخص، خود را وادار میسازد که به دنبال برداشتها و تعابیر دیگری از موضوع برود و به یک تعبیر، بسنده نکند. هر چه در مورد یک موضوع، تعداد تکرار این سؤال، بیشتر باشد دستاورد آن بیشتر خواهد بود. این دستاورد، دستیابی به ایدههای هرچه بیشتر است. البته این امر، اسبابی دارد که از اصلیترین آن ها، پرهیز از تعجیل برای به پایان رساندن حل مسئله است. باید به خود، زمان کافی جهت دستیابی به راه حلهای هر چه بیشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را دراین راستا به کار گرفت. . پیش از طرح سایر تکنیک ها به یک پیش نیاز اشاره می کنیم که لازم است در موضوع تفکر خلاق و روش طوفان ذهنی به آن توجه داشته باشیم.
برخی از تکنیک های خلاقیت:
تکنیک طوفان ذهنی
طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره ودستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال 1938 توسط الکس اساسبورن ابداع شد . این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریفمی شود : اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص یا انباشتن تمام ایده هایی که بطور خود به خود و درجا به وسیله اعضاارائه می شود بیابند.
تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی
طوفان ذهنی فردی باتولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملیمی شود . نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی ازانتقاد ندارد و بدون هیچگونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد . اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد بوسیله تجربه و خلاقیت افراددیگر حل می شود و از بین می رود . اگر بخواهیم نتیجه مطلوبتری از طوفان ذهنی داشتهباشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم .
تکنیک چرا ؟
تکنیک چرا دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیایاطرافشان از والدین می پرسند . اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است ، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود . به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر وروشنتر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم .
تکنیک توهم خلاق
خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است ، واقعیت نیست . واقعیتهابا پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر میکند باعث این خطا می شود . چشم می بیند ، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است . کار ذهنمرتب کردن ، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن ، مغز آن راایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است ، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهایخلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد . منظور و هدف این تکنیک این استکه شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاهکرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید . این سعی باعث می شود مقداریاطلاعات از شکاف های موجود در بافتهای عصبی ، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعاتقبلی ، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگریانتقال یابد .
تکنیک DO IT
نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن ، تشکیل شده است . منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود و سپس ذهن را برای راه حلها ی مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.
تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی
این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است . طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلوفر آبی می باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند . با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری ، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی ،مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد .
تکنیک چه می شود اگرد ....؟
به طور کلی برای خلاقیت باید فکر ، از قالبهای ذهنی ، شرایط موجود ، پیش فرض ها ، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواندموضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند . بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند . در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات (( چه می شود اگر...؟ استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک میتوان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع بخصوصی استفاده کرد ،ضمن اینکه بعنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است .