ژاکلین دِردِریان با نام هنری ژاکلین، آهنگساز و ترانهسرای ارمنیتبار اهل ایران است. همچنین او از معدود هنرمندان موسیقی ایران است که همزمان آهنگ و ترانه برای شمار زیادی از خوانندگان پرآوازه ساخته است. وی فرزند خواننده مشهور ویگن است.
ژاکلین ویگن (دردریان)، فرزند ویگن، خوانندهٔ نامآشنای ایرانی است. او خواهر دوقلوی آیلین بازیگر سینمای قبل از انقلاب ایران و مجری سابق شبکههای فارسی زبان است. ژاکلین، خواننده، سراینده و سازندهٔ هنرمندی که با ساختن ترانهٔ «پرنده» بهعنوان یک آهنگساز شناخته شد و نزدیک به ۴۰ سال است که بهعنوان یکی از مطرحترین ترانهسرایان و آهنگسازانی ایرانی شناخته میشود.وی به تازگی صفحه ای به اسم خود در اینستاگرام برای طرفدارنش باز کرده است ژاکلین را میتوان بهعنوان تنها آهنگساز خانم و مطرح در تاریخ موسیقی ایران نام برد.
این پرسشی است که هر بازیگر از خود در ابتدای کارش بر روی متن نمایشنامه و کاراکتر که قرار است بازی کند , میپرسد و با استفاده از دانش علمیو تجربی خود سعی میکند که به آن پاسخ دهد . در واقع او برای شخصیت پردازی درست نیاز به دانش و تجربه تئائری دارد و در این میان تئوریهای موجود تئائر نقش ویژهای را ایفا میکند . احتمالاً تئوری از زمانیکه علم رو به پیشرفت گذاشته است اهمیت بیشتری پیدا کرده است و در واقع هر تئوری چکیده تجربیات و آموخته های یک یا چند نسل از پیشینیان است , پس بایستی با تأمل و احترامیخاص با آنها برخورد کنیم . نکته دیگر اینکه ما بواسطه همین تئوریهاست که میتوانیم به تجربیات جدید دست پیدا کنیم و همین تئوریها هستند که اندوخته علمیما را تشکیل میدهند و گاهی اوقات نیز با توجه به شرایط بایستی حذف و تعدیل شوند
بارها و بارها از کارگردانم شنیدم که میگفت : بازیگر نباید نقش را بازی کند , او ابزاری است در خدمت نقش , پس بگذارید نقش شما را بازی کند . برای رسیدن به این نظریه و عمل کردن به آن دست به تجربه ای نو زدیم.
در این تجربه جدید برای رسیدن به شیوه اجرایی مورد نظر کارگران مجبور بودیم که بعضی از تئوری ها را به شکلی تعدیل و یا حذف کنیم . این قضیه در ابتدا باعث بوجود آمدن اختلاف نظر بین اعضا گروه شد . زیرا عده ای بر این عقیده بودند که ماحق نداریم در تئوریها دست ببریم و باید آنها را بطور کامل بپذیریم و بقیه عکس این نظر را داشتند ولی کارگران برای آنها این موضوع را توضیح داد و گفت : که قصد ما نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن اصول نیست و مـا فقط میخواهیم تجربه ای جدیدی را به انجام برسانیم
منبع:مقاله چگونگی شکل گیری کاراکتر «ژاکلین» در تئاتر «گاهی اوقات برای زنده ماندن باید مرد!»
در این پژوهش میزان کاربست مهارت هنر عکاسی در ارائه عکسهای آموزشی کتابهای هنر دوره راهنمایی مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین در این پژوهش تاریخچه مختصری از عکاسی و سیر پیدایش آن و معرفی عکاسان بزرگ که در تاریخ بشر به پیشرفت این فن کمک نمودهاند و ذکر شرایط اصلی برای موفقیت عکاس در برداشتن عکس از نظر فنی و دید خلاقانه و عناصر گرافیکی تصویر مانند کادربندی, نقطه دید, میدان دید, خطوط و ریتم, سایه روشنها, کمپوزیسیون دید و چیزهایی که عکس را برجسته میکند و باعث جلب توجه بیشتر بیننده و شناخت دیزاین و تسلط بیشتر بر اجزای دیزاین که (خط, شکل, فرم, بافت, الگو و رنگ) میباشد مورد بررسی قرار گرفته
هدف از این پژوهش نقد و تحلیل بر عکسها و تصاویر کتابهای هنر و جایگزین ساختن تصاویر و عکسهای جدید و متناسب با نیازهای روز جامعه دانشآموزی میباشد تا این که کتابهای جدیدالتألیف بر اساس این نیازها تغییر یابند و باعث افزایش خلاقیت و نوآوری و بالا بردن شناخت نسبت به هنرهای سنتی و بومی و افزایش مهارتهای فنی و هنری, زیاد شدن تمرکز و دقت و شکوفایی حس زیباشناسی در دانشآموز گردد و دانشآموزان با هنرمندان بزرگ و معروف ایران و جهان آشنایی بیشتری داشته باشند
روش پژوهش به عمل آمده توصیفی و تجزیه و تحلیلی انجام گرفته از طریق پرسشنامه و نمودار مقوله ترسیم گردیده است.
برای عکاسی باید دوربین داشته باشید. متاسفانه این روزها هزینه خرید یک دوربین حرفهای بسیار بالاست و مانع بزرگی برای علاقمندان به عکاسی است. با کمی صبوری و کنار گذاشتن هزینههای اضافی میتوانید بالاخره دوربین مناسب تهیه کنید. کافیست به هدف خود ایمان داشته باشید و صبور باشید. دید خود را به اطراف تغییر دهید. حتی زمانی که دوربین همراه ندارید .
چشم و ذهن خود را مانند یک عکاس حرفهای تربیت کنید. تصاویر را میتوان حتی بدون دوربین در ذهن ثبت کرد بنابراین به عنوان عکاس میبایست ابتدا ذهن خود را تربیت کنید. از کنترل اتوماتیک خارج شوید و به کنترل دستی دوربین عادت کنید به مرور تکنیکهای خود را افزایش دهید، سرعت شاتر را تغییر دهید تسلط بر لنز را افزایش دهید و در آخر باید بدانید که یکجانشینی کار عکاس نیست! یک عکاس حرفهای باید مدام در حال حرکت به سمت سوژه باشد. سعی کنیدمنبع:مقاله بررسی میزان کاربست مهارت هنر عکاسی در ارائه عکس های آموزشی کتاب های هنر دوره راهنمایی
فارغ از تعریف علمی و آکادمیک موضوع براستی معنی و مفهوم دانش فنی چیست؟ در دنیای امروز که دنیای مجازی باعث شده سرعت تبادل اطلاعات در بین جوامع به نحو سرسام آوری افزایش پیدا کند و مرز دانش های تئوریک تقریبا برداشته شود و امکان دسترسی به دانش تئوریک بسیار تسیهل شده و با اختلاف زمانی بسیار کمی امکان دسترسی به این منابع علمی تئوریک فراهم شده است ، چرا هنوز فاصله تکنولوژیک بین جوامع مختلف وجود دارد؟
فن بیان در حقیقت همان توان سخنگفتن (در هر شرایط و زمان) است.
زمانی که صحبت از فن بیان به میان میآید، جدا از این که شما چه کسی هستید؟ چه کاری دارید؟ با چه کسی صحبت میکنید و....
فقط کافیست که از زبان خود استفاده کنید، شما نیاز بهه فن بیان دارید. (مشاهده همه نوشتههای وبسایت در مورد: فن بیان )
اگر میخواهید با دوستان خود ارتباط خوبی برقرار کنید، روابط عمومی خوبی داشته باشید، منظور خود را به خوبی به مخاطبانتان منتقل کنید
و همچنین کاری کنید که بقیه از همنشینی و صحبت با شما لذت ببرند باید «فن بیان» خوبی داشتهباشید.
هنر, یکی از بارزترین جلوههای اسرارآمیز فرهنگ و تمدن انسانی است که همواره بر حیات انسانی سایه افکنده است. هر جا کاوشهای تاریخ تمدن و باستانشناسی, نشانی از تمدن و فرهنگ بشری و تجلی آن کشف میکند, در هر سرزمینی که تمدنی به عرصه ظهور میرسد, آثار و مظاهر گوناگون هنری, اعجاب پژوهشگران تاریخ تمدن و هنر را برانگیخته است و رموز ناپیدای آن, حکیمان را به اندیشه و تأمل فرو برده است. یک محقق تاریخ هنر, با مطالعه آثار هنری و جلوههای آن, سیمای روشنی از تمدن و فرهنگ بشری در سرزمینهای پیشین به نمایش میگذارد. هنر, از اسرار آفرینش و حیات فرهنگی انسان است که اندیشمندان علوم انسانی را به پژوهش بیشتر فرا میخواند
در تاریخ فرهنگ و هنر انسانی, معنای هنر با نوعی الهام و اشراق همراه بوده است که گاهی عقل و ادراک انسانی از درک سرّ آن عاجز است. این موضوع نمایانگر این نکته است که هنر بیشتر با جان پاک هنرمند و یا سبک بیان او پیوند دارد, نه با صورتهای ذهنی و خیالی وی
البته برای هنر, نمیتوان مانند اشیا و عناصر طبیعی, فرمول یا ضابطه خاص تعیین نمود, و از نظر منطقی, جنس, فصل و حد آن را ترسیم نموده و تعریف علمی از آن ارائه داد؛ چرا که هنر, امری معنوی است و در دل آن نوعی اشراق و شهود نهفته است توضیح اینکه, در جهان هستی امور معنوی قابل تعریف منطقی نیستند البته برای درک امور ذوقی و روحی به ارائه تعریف روشن از آنها نیاز نیست. درک و کشف ذوقی و وجدانی هنر و یا دریافت بی واسطه از آن مهم است, نه تعریف انتزاعی و منطقی. این موضوع تنها به هنر و زیبایی محدود نمیشود بلکه بسیاری از معانی بسیط و مجرد مانند وجود, حکمت, علم, عرفان, ادب, محبت, عدالت را نیز در بر میگیرد. از این امور نمیتوان تعریف حقیقی ارائه نمود زیرا این تعاریف در محدوده و قالب علوم میگنجد و امور شهودی و ذوقی را شامل نمیشود. به همین علت است که ذات هنر در دنیای امروز, هنوز به عنوان پدیدهای اسرارآمیز در ابهام باقی مانده و تعریف جامع و گویایی از آن ارائه نشده است. گویی هنر چونان قلهای دست نیافتنی است که انسان هرچه برای سلوک به آن تلاش به عمل میآورد, کمتر به کشف و شهود آن دسترسی پیدا میکند.
منبع:مقاله فن بیان تصویری، با تکیه بر دانش فنی، ابزاری کار آمد در دست مشاوران تبلیغاتی
تکنوپولی (به انگلیسی: technopoly) از دو واژه تکنولوژی و مونوپولی تشکیل شدهاست و به معنای سلطه تکنولوژی بر فرهنگ جوامع بشر امروزی است. طبق نظریه نیل پُستمن (جامعهشناس آمریکایی) تاریخ فرهنگ بشر به سه دسته تقسیم میشود.
فرهنگ ابزار
فرهنگ تکنوکراسی
فرهنگ تکنوپولی
در این میان تکنوپولی همان فرهنگ امروزی بشر است. وجه بارز این فرهنگ گم شدن فرهنگ در هجوم اطلاعات است. فرهنگ اعتبار خود را در تکنولوژی کاوش میکند و دستورالعملهای خود را از تکنولوژی میگیرد. نظام تکنوپولی را میتوان چنین تعریف کرد «سیستمی که در آن، جامعه انسانی قدرت دفاعی خود را در مقابل سیل اطلاعات و تکنولوژی از دست داده است». بنابراین در نظام تکنوپولی وسیله و هدف یکی میشود. استفاده از وسایل آنچنان افزایش پیدا میکند که دیگر چرایی این استفاده مطرح نیست. خصلت این نظام، انبوه اطلاعات است که در قالب ابزاری چون کامپیوتر و تلویزیون ایفای نقش میکند.
اغلب انسانها به «تکنولوژی» به عنوان یک رفیق قابل اعتماد می نگرند؛ به دو دلیل، نخست اینکه: تکنیک و صنعت زندگی را آسان تر، تمیزتر و طولانی تر می سازد. مگر از یک دوست و رفیق چه توقعی غیر از اینها می توان داشت؟ دوم اینکه: تکنیک از مدتها قبل و از همان آغاز رابطه ای بسیار نزدیک و در عین حال انعطاف ناپذیر با فرهنگ داشته است. به دلیل همین نزدیکی و اثرگذاری، بررسی تاثیر تکنولوژی در فرهنگ چندان ضروری به نظر نمی رسیده است. تکنیک در زمرة آن گروه از دوستان است که اعتماد و متابعت ما را طلب می کند؛ و از آنجا که این دوست نعمتهای بیشماری را به ما ارزانی می دارد، اغلب انسانها به خواستة او تن داده و اعتماد به او و متابعت از او را پذیرفته اند. اما چهره این دوست بخش تاریکی نیز دارد، هدایای او مستلزم هزینه های سرسام آوری است. اگر بخواهیم خطرات آن را گوشزد کنیم باید بگوییم که رشد افسار گسیخته و غیرقابل کنترل تکنولوژی، تمام چشمه ها و کانونهای لازم زندگی و حیات را نابود می سازد. تکنولوژی مبانی اخلاقی را از فرهنگ زدوده و روابط روحی و روانی انسانها را، که در حقیقت ارزشهای حیات انسانی است، به گور می سپارد. به طور خلاصه: تکنولوژی برای ما هم دوست است و هم دشمن.
امروزه بر هر کس که حداقل لحظاتی به این واقعیت بیندیشد، این نکته که گفتیم مبرهن است؛ اما با وجود آن، در حول و حوش خود انبوهی از «تئوت» های مصر و متعصب و پیامبران پرخروشی را که فقط با یک چشم ، قدرت نگریستن دارند می بینیم که فقط به تواناییهای صنعت و تکنیک چشم دوخته اند، بدون آنکه به این جنبه نیز بپردازند که تکنولوژی چه چیزهایی را ویران ساخته است. این گونه افراد را می توان «تکنوفیل» (دلباختگان تکنولوژی) دانست که مانند یک عاشق که به معشوق خود نظاره می کند، به تکنیک می نگرند بدون آنکه لحظه ای نقاب از دیگر چهرة آن برداشته و یا حتی ذره ای به عواقب آتی آن بیندیشند. این چنین انسانهایی خطرناکند و باید با احتیاط با آنان روبه رو شد.
واقعیت این است که قراردادی منعقد می شود که براساس آن تکنیک هم می دهد و هم می ستاند. فقط کسانی که دارای قدرت تعقل و عقل سلیم هستند می توانند خود را از هیجان زدگیهای ناشی از تحول و نوآوری تکنیک مصون نگاه دارند و عنان از کف ندهند.
کلیساها و معابد مذهبی و یا اختراع ساعت برای نظم و سامان بخشیدن به زمان عبادتهای جمعی.
این عقیده و پایبندی به آن بود که گاه اختراعات را هدایت می کرد و ضرورت ساخت ابزاری را مطرح می کرد و حتی برای کاربرد پاره ای از این ادوات محدودیتها و یا شرایطی را قائل می شد.
میزان و کمیت یک تکنولوژی و یک ابزار که در جامعه مبتنی بر فرهنگ ابزار وارد می شود به هیچ وجه نقش اساسی و تعیین کننده در تحولاتی که باعث می شود ندارد. به عبارت دیگر شاخصة تاثیر یک تکنیک در یک جامعه با کمیت آن بستگی تعیین کننده ای ندارد.
منبع:مقاله تأملی کوتاه در رابطه فرهنگ و تکنولوژی تکنـوپـولـی
چاپ را در اصطلاح، انتقال مطالب شامل نوشتهها، تصاویر، اعداد و علائم بر رو یک حامل فرم و انتقال آن بر روی یک سطح چاپ شونده و تکثر آن به شمارگان زیاد میگویند.
چاپخانه نیز در لغت بهمعنای محل چاپ کردن و در متون مختلف کلمات مطبعه، دارالطباعه، و باسمهخانه بهعنوان مترادف آن بهکار رفتهاست. چاپخانه مؤسسه، مجتمع یا کارگاهی است که از عهدهٔ انجام کارهای چاپی بر روی کاغذ و سایر اشیاء از طریق انواع چاپ برآید و به تعبیری دیگر، محلی است که چاپ کتاب، نشریات، و مانند آن در آنجا انجام میگیرد. امروزه، چاپ به عنوان یک فرایند انبوه صنعتی در نظر گرفته میشود که بخش اساسی صنعت نشر و بخش مهمی از فعالیتهای اداری و حکومتی را شامل میشود.
تاریخ چاپ در ایران به پنج قرن پیش از میلاد یعنی به زمان پادشاهان هخامنشی (هخامنشیان) و مهرهای سلطنتی میرسد که برای تأیید احکام و فرمانهای حکومتی از آنها استفاده میکردند. ورود واژهٔ چاپ به زبان فارسی را به اواخر قرن هفتم هجری و زمان سلطنت گیخاتوخان، پسر اباقاخان مغول (۶۹۰–۶۹۴ق) نسبت میدهند و آن مربوط به پولهای کاغذی ای بوده که به آن چاو یا کا او[۱] میگفتند. اولین دستگاه چاپ در ایران بهشمار آورد. این دستگاه بسیار ساده بود و بر اساس پِرِس و حکاکی روی چرم استوار بود. عدهای نیز معتقدند واژهٔ چاپ همان چهاب یا چهابه است در زبان هندی به مفهوم مهری که با آن بر روی پارچه نقش میزدند. به ظن برخی، لغات «چاپ» و «چاپ خانه» از همین دوره وارد زبان فارسی شده و اصل آن از «چاو» و «چاوخانه» گرفته شدهاست. البته دهخدا لغت چاپ را از ریشه «چهاپ» یا «چهاپه» سانسکریت میداند.
نخستین چاپخانه در ایران به دوران صفویان بازمیگردد که کشیشان ارامنه در جلفای اصفهان با آن تعدادی دعا و ذکرهای مسیحی را چاپ کردند. در دوره حکومت نادرشاه افشار به گزارش دو سیاح خارجی جزوههایی به لاتینی و عربی در ایران چاپ و پخش شد. اما این در دوران ولایت عهدی عباس میرزای نایب السلطنه است که صنعت چاپ در ایران بهطور جدی آغاز و شکل میگیرد. زمان فتحعلیشاه قاجار. عباس میرزا به دلیل استقرار حکومتش در تبریز و نزدیکیاش با عثمانی و با برخی از صنایع که در آن دیار به کار گرفته میشد، آشنا شد؛ علاوه بر آن، او خواهان پیشرفتهای نظامی و سیاسی بود، به ویژه برای تعلیم و آموزش سپاه شکست خورده در جنگهای با روس و دیگر علوم لازم، به ضرورت رفع عقب ماندگیهای محسوس در آن زمان؛ در این میان چاپخانهای لازم بود که به نشر روزنامه و کتابهای آگاهی دهنده به ویژه کتابهای علمی اختصاص یابد. این مهم سرانجام با حمایت و پیگیریهای او محقق شد. بدین ترتیب، او بنای نخستین چاپخانهای را گذاشت که در ایران، به زبان فارسی و با روش چاپ سربی، به نشر کتاب پرداخت.
منبع:مقاله چاپ