هنر مجموعهای از آثار یا فرایندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا بهمنظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق میشوند. همچنین میتوان گفت هنر توان و مهارت خلق زیبایی است. از مهمترین رشتههای هنری میتوان به هنرهای تجسمی (نقاشی، طراحی، تندیسگری، عکاسی و چاپ)، هنرهای نمایشی (تئاتر و رقص)، موسیقی، ادبیات (شعر، داستان)، سینما و معماری اشاره کرد. واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمهٔ «سو» بهمعنی نیک و «نر» یا «نره» بهمعنای زن و مرد است. در زبان اوستایی «س» به «ه» تبدیل شده و واژهٔ «هون» ایجاد گشتهاست که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمدهاست که بهمعنای انسان کامل و فرزانه است.
دانشنامهٔ بریتانیکا هنر را بهعنوان «استفاده از توانایی و تخیل در خلق آثار زیبا، محیطی یا تجاربی که میتوان با دیگران تقسیم شود» تعریف میکند.
تعاریف ذیل برخی از دیدگاه هایی است که پیرامون مفهوم هنر ارائه شده است:
هنر اسلامی یا هنرهای مسلمانان به مجموعه شیوهها یا آثار هنری اطلاق میشود که در جامعه مسلمانان و نه لزوماً توسط مسلمانان آفریده شدهاست. هرچند ممکن است این هنرها در مواردی با تعالیم و شریعت اسلام انطباق نداشته باشد ولی تأثیر فرهنگ اسلامی و منطقهای در آن بهخوبی نمایان است. هنر اسلامی یکی از دورانهای شکوهمند تاریخ هنر و یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری بهشمار میآید و شامل انواع متنوعی از هنر همچون معماری، خوشنویسی، نقاشی، سفالگری و مانند آنها میشود. هنر اسلامی هنری نیست که فقط به آیین اسلام ارتباط داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب، بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمان سرزمینهایی که آیین اسلام در آن رواج دارد نیز اشاره میکند. هنر اسلامی غالباً عناصری سکولار را که توسط برخی از علمای اسلامی حرام شمرده نشده نیز دربر میگیرد همچنین بهآن دسته از مفاهیم و موارد هنری که در درون جوامع اسلامی تحت تأثیر عوامل منطقهای و فرهنگ بومی به وجود آمدهاست نیز هنر اسلامی گفته میشود.
ظهور هنر اسلامی از دل دین و دولت جدید به صورت تدریجی و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت. عمده آنچه بر شکلگیری و تزئین بناهای صدر اسلام تأثیر گذاشت ویژهٔ مسلمانان بود و این تأثیرات در خدمت اهدافی قرار گرفت که پیش از اسلام بهآن شکل و صورت وجود نداشت.
هنر اسلامی برای گسترش خود از منابع بسیاری الهام گرفت: هنر رومی، هنر اولیه مسیحی، و هنر بیزانس در هنر و معماری اسلامی اولیه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساسانی از ایران پیش از اسلام، اهمیت بیشتری داشت؛ بعدها روشهای و عناصر مختلفی از هنر آسیای مرکزی و هنر چین طی تاخت و تازهای چادرنشینان مغول اثر مهمی در نقاشی اسلامی، سفالگری، و منسوجات برجای گذاشت.
مهمترین ویژگی های بصری در هنرهای اسلامی که تقریبا در تمامی دوران های حکومت اسلام به صورت امری ثابت تکرار شده عبارتند از:
سطوح پر از تزئین
اولین ویژگی هنرهای اسلامی که در نگاه نخست جلوه می کند، عدم حضور بخشی خالی از تزئین در اثر هنری است.
به طرز باورنکردنی گویی هنرمند اسلامی وحشتی از تهی بودن صفحه داشته و در نتیجه از هر سطح بدون تزئینی دوری جسته است. در هنر اسلامی، سطوح مختلف جدای از موضوعات گوناگون اساسا پوشیده از تزئیناتی است که اغلب در مقیاس های کوچک و به صورت ترکیبی از انواع مختلف تزئینات هستند.
برخی مفسرین هنر اسلامی این سطوح پر تزئین را نتیجه منع تصویرگری انسانی و حیوانی می دانند که به رغم وجود آیه ای مشخص در کتاب مقدس قرآن، در تمام تاریخ هنر اسلامی رایج و مرسوم بوده است.
وجود عنصر خط و خوشنویسی عربی
مسئله بعدی که تقریبا در تمامی هنرهای اسلامی شایع و معمول است، استفاده از خط عربی و نگارش آیات مقدس در بستر اثر هنری است.
معجزه پیامبر مکرم اسلام، کتاب مقدس قرآن است؛ کتابی تغییرناپذیر که تمامی نیازهای حال و آینده بشر را پاسخ داده و مراجعه به آن قلب و روح را آرامش می بخشد. از همین رو بیراه نیست که هر اثری با نگارش آیه ای بر آن تبرک یابد و به وادی معنویت وارد گردد.
استفاده از نقوش اسلیمی
علاوه بر نوشتار عربی، یک نوع از پیچش تاکی، معروف به اسلیمی ، از طرح های تزئینی اصلی اسلامی است.
این نقوش متنوع اسلیمی در بسیاری از هنرهای اسلامی از تزئینات کتاب، نقش قالی، کاشی تا نقوش ظروف دیده می شود. استفاده از نقوش اسلیمی که اغلب با عناصر پیکره ای، کتیبه ای و هندسی ترکیب می شود، موجب خلق ریتم و تداوم بصری در کل دامنه یک اثر شده و پیچیدگی طرح اسلامی را تقویت می کند.
کاربست هندسه
چهارمین عنصر اساسی در هنر اسلامی هندسه است. به رغم این که تزئین هندسی در منسوجات و سفال های دوره یونان و روم باستان یافت می شود، اما این نوع تزئین نقش برجسته ای در طرح های اسلامی پیدا کرده است.
منبع:مقاله هنر اسلامی
هنر دوره سلجوقی و خوارزمشاهیان بخشی از هنر اسلامی است که شامل سالهایی میشود که این سلسلهها در آسیای مرکزی، ایران و آناتولی صاحب قدرت بودند و نیز شامل ادواری است از نابسامانی و انحطاط تاریخ سلجوقیان در ایران که در مجموع دو سده به طول انجامید.
نوآوریهای معماران ایرانی در این دوره از هند تا آسیای صغیر نتایج و پیآمدهای وسیعی در بر داشت؛ و هنرمندان در گسترهٔ وسیعی از هنرها، شامل نساجی و سفالگری، عاجکاری، فلزکاری با ویژگیهای منطقهای آثار ماندگاری را خلق کردند.
در عصر سلجوقیان هنر معماری به شکوفایی و کمال نسبی رسید و هنرمندان و معماران آثار فراوانی به وجود آوردند. در این دوره از تلفیق حیاط چهار ایوانی و تالار مربع گنبددار (چهارطاقی)، مسجد بزرگ ایرانی به وجود آمد. بهگونهای که حیاط مرکزی و چهار ایوان اطراف آن اساس معماری مذهبی در ایران گردید. نماسازی دیوار بناها با آجر بود و از امکانات هنری آن استفاده میشد و نقوش متنوعی از آجر بهوجود میآورند. هنر آجرتراشی و تزئین بناها با آجرهای تراشیده شده از قرن پنجم هجری در ایران معمول و تا اواخر قرن ششم ادامه یافت و کاملتر گردید. در اواخر عهد سلجوقی تزئینات گچبری و رنگ اهمیت زیادی یافت. کاشی لعابدار فیروزهای در تزئین معماری بکار گرفته شد.
سلجوقیان در اصل از طوایف چادر نشین و صحراگرد ترکمن از نواحی قرقیز در آسیای مرکزی بودند که در اوایل سده ی پنجم ه . ق با تصرف قسمت اعظمی از ماوراءالنهرحکومت خود را پایه گذاری نمودند . دوره سلجوقی از ادوار مهم تمدن اسلامی ایرانی است که در آن هنرهای گوناگون به چنان حد تعالی و پیشرفت رسیدند که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران بدان حد رسیده اند . در این دوره هنر فلزکاری ایران به حد اعلای تکامل و پیشرفت رسید و اشیاء باقی مانده از این دوره نشانگر این مدعا است. در این دوره به طبع دوره های قبلی از طلا و نقره به دلیل منع دینی استفاده کمتری گشته است. از طلا و نقره به صورت ترصیع بر روی فلزات کم ارزش تر به مانند مفرغ و برنج استفاده شده است. هدف از انجام این مقاله مشخص کردن نقوش مورد استفاده و فلزات استفاده شده در این دوره و نوآوریهایی است که در مکتب خراسان و مکتب موصل به وجود آمده است. از مهم ترین مکاتب این دوره میتوان به مکتب خراسان و موصل اشاره کرد جز مراکز مهم هنر و صنعت دوره سلجوقیان به ویژه فلزکاری هستند. این مقاله با روش کتابخانهای گردآوری شده، با رویکرد تحلیلی- توصیفی است به نحوی که نقوش مورد بررسی قرار گرفته، سپس نقوش مورد تحلیل و نماد شناسی قرار گرفته و هدف از ایجاد این نقوش بیان میشود.
دوران حکومت سلجوقیان در ایران دوره شکوفایی فرهنگ ایرانی- اسلامی است. در این عصر دگرگونی هایی در هنر ایران پدید آمد و این تحول معیاری در هنرهای اصیل ایرانی نظیر معماری، نگارگری، سفال گری و سایر رشته ها گردید. تاثیر هنر سلجوقی چنان ژرف و گسترده است که اگر نتوان آن را دوره رنسانس هنری برشمرد؛ می توان یکی از پر رونقترین اعصار هنر ایران به حساب آورد. در این پژوهش سعی شده است به روش توصیفی و تحلیلی نخست به برخی ویژگی های هنر سلجوقی اشاره شده و سپس جلوه هایی از هنرهای معماری، سفالگری و منسوجات در این عصر مورد بررسی قرار گیرد. همچنین یافته های تحقیق حاضر موید این نکته است که در زمینه معماری، مساجد این دوره بیشتر از شبستان، گنبدخانه، و صحن چهار ایوانی تشکیل شده است که این ترکیب نیز از هنر معماری خراسان سرچشمه می گرفت و از معروف ترین بناهای این دوره می توان به مسجد جمعه اصفهان، مناره جام و بقعه سنجر در مرو اشاره نمود. در زمینه سفال گری نیز موفقیت هایی به دست آمده بود که از آن جمله می توان به ساخت ظروف سفالی با نقاشی رولعابی، زیرلعابی و ظروف بدنه قرمز با روکش سفید اشاره نمود. در زمینه هنر فلزکاری نیز می توان انواع کاسه ها، گلدانها و جام های طلایی، نقرهای و برنزی را نام برد که با تصاویر گیاهی و جانوری و خطوط کوفی به شکل کندهکاری، برجسته کاری و ترصیع تزیین شده اند. همچنین پارچه های ابریشمی معروف به پارچه های اردکی نیز از نمونه های عالی نساجی در این دوره است که با خطوط کوفی آبی رنگ تزیین شده است و موجبات رشد و بالندگی این هنرها را در دوره های بعدی فراهم نموده است
منبع:مقاله هنر سلجوقیان
آفریقای سیاه یا زیرصحرایی اصطلاحی است که برای مناطق جنوب صحرای بزرگ آفریقا بهکار میرود. مرز صحرای بزرگ با مناطق سرسبزتر اصطلاحاً «ساحل صحرا» نامیده میشود و آفریقای سیاه در جنوب این «ساحل صحرایی» قرار گرفتهاست. منطقهٔ صحرایی شمال این نوار مرزگونه، شمال آفریقا نام دارد.
منظور از اصطلاح هنر آفریقایی، هنر آفریقای زیر صحرا است و منظور هنر کشورهای شمال آفریقا نیست. کشورهای ساحلی مدیترانه شمال آفریقا دارای هنری متفاوت نسبت به دیگر کشورهای آفریقا هستند. اپا ماسک، آجرا ایفا، تندیس آکوآبا، هنر بیجاگو، فرهنگ نوک در نیجریه، هنر آکان، هنر چیوارا و هنر یوروبا نمونههایی از هنر آفریقایی هستند.
آشکار است که حیطه هنرهای تجسمی ، فراورده های آفریقای سیاه برای برآوردن نیازهای دینی و جادوگری است و همچنین در آفرینش این آثار غایت اجتماعی مطمح نظر بوده است: برای تملک شیی با ویژگی های معین یا به خاطر حق پوشیدن لباسی که موقعیت گروهی ویژه صاحب لباس را نشان می دهد. این آثار همچنین نیازهای سیاسی را بر آورده می سازند: برای نمونه قدرت شاه به تخت و گاه او بستگی دارد. یا در برخی کاربردهای حفظ صلح و امن باید از صورت بهره گیرند. یا برخی اوقات این آثار از نمادی اعتبار و حیثیتی برخوردارند، ماند گنجینه هایی که روسای قبایل به داشتن آن می نازند یا خانه های دو طبقه که برخی از اعیان برای خود می سازند. یا برای بازی هستند، مانند عروسک هایی که خیلی پرداخته اند و دختران کوچک در میان اقوام آفریقا با آن بازی می کنند. اما این ها این حقیقت را نفی نمی کند که این اشیا در سیاهان آفریقا که آنها را به کار می برند یا به آن می نگرند واکنشی جمال شناختی برمی انگیزاند و تنها در مورد اشیای ساخته شده صنعتی نیست که این گونه واکنش ها به چشم می خورد.(اعلم و دیگران، هنر و فرهنگ آفریقای سیاه)
بیلبورد یا آگهینما (مصوبه فرهنگستان زبان)، به تابلوی بزرگی گفته میشود که فضای مناسبی برای نصب آگهی را در اختیار دولت، صنعتگران و عرضه کنندگان کالا میگذارد. و در اصل به هر فضای خارجی که امکان نصب آگهی بر آن باشد اطلاق میشود. اما امروزه، بیشتر به معنای تابلوهای بسیار بزرگ و نورپردازی شدهاست که بر پایههای بلندی قرار گرفته و از فواصل دور قابل دیده شدن هستند.
امروزه آگهینماها مجموعهای از تصاویر بزرگ هستند، بعضی از آنها مضحک، بعضی کمی عجیب و غریب و گاهی کنایه آمیزند. اما در حال حاضر بیلبوردهایی مورد پسند تر هستند و در ذهن باقی می مانند که از ایدهای جدید استفاده کرده باشند. ما به عنوان بیننده میتوانیم دیدگاههای مختلفی نسبت به هر آگهینما داشته باشیم اما این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که بیلبوردها، نماد جریان دائمی و روان زندگی هستند.
واژه “BILLBOARD” مرکب از دو بخش Bill و BOARD است. Bill دارای معنی، لایحه قانونی، قبض، صورتحساب برات، سند، اسکناس و … و Board به معنای مقوا، تخته، یا هر چیز مسطح، میز غذا، تخته پوش کردن و … میباشد. بیلبورد ابزاری تبلیغاتی است که از چوب، آهن، کاغذ و یا دیگر مواد قابل استفاده تشکیل شده است و در جادهها، روی ساختمانها و مکانهای عمومی نصب میگردد.
در قرن نوزدهم میلادی بیلبوردها به طور گستردهای جایگزین تصاویری شدند که بر دیوارها چسبانده میشدند یعنی در زمانی که رقابت برای مکان نصب مناسب مجریان تبلیغاتی را وادار ساخت ابزاری جدید نمود. با اختراع اتومیبی و گسترش بزرگراهها بیلبوردها عمومیت بیشتری به عنوان یک ابزار تبلیغاتی با گستردگی بالا پیدا کردند. و شرکتهای تبلیغات شهری مالک و مجری بیلبوردها اندازه سطح تبلیغ آنها به قطع مشخصی استاندارد نمودند. امروزه تبلیغات روی بیلبردها باید بگونهای باشد که موجب جلب توجه سریع یک راننده شود و پیامهای تبلیغاتی لزوم
در ایالات متحده که هیچ کشوری نمیتوانست در اولین دهه قرن بیستم باوی در مصرفگرایی رقابت کند، کمبود قوانین مربوط به اندازه و مکان آگهیها باعث شد که هر کسی در هر جایی که بخواهد، آگهی نصب کند و آن را تجارت بخواند. گیجی حاصل از علائم، آگهیها و تثیر آن روی محیط قبل از اختراع اتومبیل در آمریکا پدیدار شد. بالاخره بیمه کردن پوسترها و تعیین مدت زمان نصب آنها روی دیوار امری الزامی شد.
اجازه باید از طرف صاحب دیوار گرفته میشد و پس از آن تبلیغ کننده میتوانست روی همه قستمتهای گرفته شده دیوار، پوسترهای خود را نصب کند.
به زودی در خیابانهای شلوغ توسط متصدیان نصب پوستر که در کار فروختن فضاهای بیلبورد خبره شده بودند. بیلبوردهای مربع با مستطیل، متشکل از دو تکه چوب نصب شدند. این تابلوها را در محلهایی مختلف روی دیوارهای چوبی نصب میکردند.
در دهه اول قرن بیستم انقلابی در حمل و نقل بوجود آمد و عادات مردم را در روش مسافرت کردن به مکانهای مختلف در دنیای غرب تحت تاثیر قرار داد. تبلیغ کنندگان یاد گرفتند که چگونه از راه تبلیغات بازارهایی را که قبلا" وجود نداشت خلق کنند. تصاویر بیلبوردها به مردم یاد میداد که چه محصولاتی را خریداری نمایند. در آن زمان جادهها مکانهای مناسبی برای نصب بیلبوردها محسوب میشدند.
با تغییر قرن، تکنولوژی به کار گرفته شده برای بیلبوردها و علائم پیشرفتهتر شد. پیچیدهترین علائم و بیلبوردهای الکترونیکی بوجود آمدند.